ظهور ميكنند ، در سال ( 160 ) مردم دچار گرسنگى يك ساله يا دو ساله ميشوند ، كسى كه آن موقع را درك كند لازم است كه خوار و بار ذخيره كند ، شهابى « 1 » از طرف مشرق به مغرب سقوط مىكند و صداى شديدى ( بلند مىشود ) كه همه كس آن را ميشنود ، در سنهء ( 166 ) كسى كه از مردم طلبكار باشد بايد طلب خود را حاصل كند ، كسى كه دخترى دارد بايد شوهر دهد ، كسى كه عزب باشد « 2 » بايد از ازدواج خوددارى نمايد كسى كه زن دارد بايد از او كنارهگيرى كند ، در سنهء ( 170 ) تاج و تخت پادشاهان گرفته مىشود ، در سال ( 180 ) بلاء دچار مردم مىشود ، در سنهء ( 190 ) فتنه به پا خواهد شد ، در سال ( 200 ) قضاء شروع مىشود « 3 » .
( باب دويست و يكم : ) كعب ميگويد : خلافت بنى اميّه صد سال خواهد بود و شهرهائى بنا ميكنند و مدت شصت سال و چندى خلافت آنها چون ديوارى آهنين است كه كسى نميتواند قصد آن كند تا اينكه خودشان آن را ريشه كن نمايد و بعدا كه ميخواهند آن را تشييد كنند « 4 » نميتوانند ، هر چه آن ( ديوار آهنين خلافت ) را از ناحيهاى مرتفع و بلند ميكنند از ناحيهء ديگرى ويران خواهد شد تا اينكه خدا آنها را هلاك نمايد ، بنى اميّه به ( م ) افتتاح و به ( م ) هم ختم ميشوند ( زيرا حرف اول نام معاويه كه اولين
هامش
( 1 ) - شهاب : ستارهاى است كه جرقهاى مىكند و خاموش مىشود - مترجم .
( 2 ) - عزب : جوانى را گويند كه ازدواج نكرده باشد - مترجم .
( 3 ) - معنى قضاء در آخر فصل قبلى گفته شد - مترجم .
( 4 ) - تشييد : برافراشتن ديوار و بناء - مترجم .