( فصل ) بريده از پدرش از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه فرمود : قومى ترك و عريض صورت و كوچك چشم كه صورتشان چون سپر خواهد بود امت مرا سه مرتبه تا جزيرة العرب ميرانند ، در مرتبه اول از فرار ، نجات پيدا ميكنند و در مرتبهء دوم بعضى هلاك شده و بعضى نجات خواهند يافت و در مرتبهء سوم ريشه كن ميشوند ، قسم به آن خدائى كه جان من در دست اوست كه مالهاى سوارى خود را بستونهاى مسجد مسلمين مىبندند . « 1 » ( فصل ) نعيم از عبد اللَّه بن عمر نقل كرده كه گفت : نزديك است كه بني قنطوراء ( گروه ترك يا سودان ) شما را از خاك عراق خارج كنند ، من گفتم : بعد از آن بر ميگرديم ؟ گفت : تو اين آرزو را دارى ؟ گفتم : آرى گفت : بلى براى شما زندگى خوبى خواهد بود .
( فصل ) ابن ذى الكلاع ميگويد : من نزد معاويه بودم كه قاصدى از ارمنيه آمد ( و نامهاى آورد ) معاويه آن را خوانده در غضب شد و كاتب خود را احضار كرده گفت : جواب نامهء او را بنويس ! قوم ترك به اطراف خاك تو حمله كردهاند ، تو مردى را بطلب آنها فرستادهاى و او را گرفتهاند مادر بعزايت بنشيند اين عمل را اعاده مكن و آنها را به چيزى تحريك منما و چيزى از آنها اخذ مكن ، زيرا من از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله شنيدم كه ميفرمود : ملت ترك به زودى ملحق ميشوند به محلى كه گياه
هامش
( 1 ) - يك سطر از عبارت متن را ترجمه نكردهايم - مترجم .