يكنوع خروجى كه غير از قطيعه « 1 » چيزى از آنها جلوگيرى نميكند ، قربانى اعظم خدا در بين آنها خواهد بود .
( فصل ) حذيفه مىگويد : ( رسول خدا ) ؟ به اهل كوفه فرمود : قومى شما را از كوفه خارج ميكنند كه داراى اين صفاتند : چشمهاى كوچك ، بينىهاى پهن ، صورتهاى آنها نظير سپرهاى عريض آهنين ، نعل موئى مىپوشند و مالهاى سوارى خود را بنخل جوخا ( محلى كه خرما را خشگ ميكنند - فرهنك - يا يكنوع درخت خرمائى ) ؟ مىبندند ، از سوراخها و مجارى فرات آب مىآشامند .
[ ابن عمر ظهور مهدى عليه السلام را به مرد عراقى مىگويد ]
( فصل ) عبد اللَّه بن عمر ميگويد : خدمت ( رسول خدا ) ؟ آمديم ، فرمود :
شما چه كسانى هستيد ؟ گفتم : از اهل عراق فرمود : قسم به آن خدائى كه غير از او خدائى نيست كه بنو قنطورا ( ملت ترك ) شما را از خراسان و سيستان مىرانند يكنوع راندن با سرعتى تا اينكه وارد ابلّه ( شهرى است در بصره ) ميشوند و اسبى را در آن باقى نمىگذارند ، بعد از آن نزد اهل بصره ميفرستند كه يا بايد از شهرهاى ما خارج شويد يا اينكه ما بر شما وارد خواهيم شد .
فرمود : بنو قنطوراء به سه فرقه تقسيم ميشويد : يك فرقه از آنها در كوفه و فرقهء ديگر در حجاز و فرقهء سوم در زمين باديه يعنى زمين عرب جاى گزين خواهند شد و كار عراق به جائى ميرسد كه احدى قفيز و درهمى در آن نخواهد يافت ، فرمود : اين موضوع موقعى انجام مىگيرد
هامش
( 1 ) - قطيعه يعنى جدائى و هجران ، وظيفه ، مواضعى در بغداد - اقرب الموارد .