كه فرمود : كار فتنه به جائى ميرسد كه احدى نميگويد : (
لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ *
) و بعضى گفتهاند : نميتوان گفت : اللَّه اللَّه ، رئيس و بزرگ دين بوسيلهء پست فطرتها مضروب مىشود ، بعد از آن خدا قومى را ميفرستد كه چون زباله و برگ درختى هستند كه سيل آورده باشد و من اسم امير و محل خواباندن شتران آنها را ميدانم .
( باب صد و هشتاد و دوم : ) محمّد بن حنفيه ميگويد : خليفهاى از بنى هاشم وارد بيت المقدس مىشود كه زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد ، بيت المقدس را طورى بنا مىكند كه نظير آن بنا نشده باشد و مدت چهل سال خلافت مىكند و در آن هفت سال اخير خلافتش اصلاح امور روم بدست او خواهد بود بعد از آن به او خيانت ميكنند و در شهر عمق ( يا محلى كه فاضلاب جمع مىشود ) از غم و اندوه ميميرد ، آنگاه مردى از بنى هاشم لباس خلافت مىپوشد و شكست آن قوم و فتح قسطنطنيه بدست او انجام خواهد گرفت ، بعد از آن بسوى روميه ( شهرى است در مدائن يا در روم - قاموس ) حركت كرده آن را فتح مينمايد و گنجهاى آن را با اطاق يا سفرهء غذا خورى حضرت سليمان بن داود عليه السّلام استخراج مىكند پس به طرف بيت المقدس مراجعت خواهد نمود ، و دجال در زمان او خروج مىكند و عيسى بن مريم عليه السّلام از آسمان نزول كرده پشت سر آن حضرت نماز ميخواند .
( باب صد و هشتاد و سوم : ) كعب ميگويد : پادشاهى كه در بيت المقدس ساكن است لشكرى بسوى هند ميفرستد و هند را فتح كرده گنج و جواهرات آن را گرفته