محمّد صلى اللَّه عليه و آله است ، بعد از آن منادى در آخر روز ندا مىكند كه حق با اولاد عيسى است و آن مدحى است از شيطان .
( باب صد و بيست و سوم : ) زهرى ميگويد : موقعى كه سفيانى و مهدى عليه السّلام براى جنگ با يك ديگر ملاقات كردند در آن روز صوتى از آسمان شنيده مىشود :
آگاه باشيد كه اولياء خدا اصحاب فلانند يعنى مهدى عليه السّلام اين لفظ حديث است اسماء بنت عميس گويد : علامت آن اين است كه كف دستى از آسمان فرو مىشود و مردم به آن مينگرند .
[ صفت بيعت با مهدى عليه السلام ]
( باب صد و بيست و چهارم : ) عبد اللَّه بن عمر ميگويد : مردم از اعمال حج و عرفات را با يك ديگر بدون امام بجا مىآورند و در آن موقعى كه بمنا نزول ميكنند ( شيئى ) نظير سگ يا مرض هارى آنها را ميگيرد « 1 » ؟ پس از آن ، قبيلهها به يك ديگر حمله و هجوم ميكنند تا اينكه خون در گردنه جارى مىشود ، بعد از آن بشخصى كه بهترين آنها است پناه مىبرند وقتى نزد او مىآيند كه او صورت خود را به طرف كعبه كرده گريه مىكند ، مثل اينكه من اشكهاى جارى او را ميبينم .
به او خواهند گفت : بيا تا ما تو را ولى و رئيس خود بنمائيم ، ميگويد : واى بر شما چه عهدهائى كه شما نشكستيد و چه خونها كه نريختيد ؟ پس بنحوه اكراه با او بيعت ميكنند . چنانچه او را ملاقات كرديد با او بيعت كنيد زيرا كه او مهدى زمين و آسمان است . و در حديث ديگر است كه مهدى عليه السّلام از فرزندان فاطمه عليها السلام باكراه
هامش
( 1 ) - عبارت عربى متن اين است : اذ اخذهم كالكلب .