كرد ما عين روايات را نگاشتيم .
( باب هفتاد و يكم : ) تميم دارى گويد : برسول خدا صلى اللَّه عليه و آله گفتم : من بيكى از شهرهاى عجم عبور كردم كه آن را انطاكيه ميگفتند و من شهرى از آن بزرگتر نديدهام ، هيچ ابرى از آن شهر عبور نميكرد مگر اينكه مدتى بالاى آن مكث ميكرد .
پيغمبر خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : در غار ثور كه در كوه آن شهر است ريزههائى از الواح ( يعنى كتابها ) و عصاى موسى عليه السّلام و ريزهاى از تابوت آن حضرت موجود است هيچ ابر شرقى و غربى و كوفى و قبلهاى به آن عبور نميكند مگر اينكه دوست دارد از بركت آن برخوردار شود و چند شب و روزى نميگذرد كه مردى از اهل بيت من كه نام او نام من و نام پدرش نام پدر من و خلق او چون خلق منست در آن شهر مىآيد و زمين را پر از عدل و داد مىكند آن طور كه پر از ظلم شده باشد . ( اين روايت بر خلاف عقيدهء شيعه است . مترجم ) .
( باب هفتاد و دوم : ) سدّى در تفسير آيهء
لَهُمْ فِي الدُّنْيا خِزْيٌ *
« 1 » ميگويد :
اما رسوائى دشمنان دين در دنيا موقعى است كه مهدى عليه السّلام در قسطنطنيه قيام كند و آنها را بكشد اين خود براى آنها رسوائى است .
( باب هفتاد و سوم : ) ابن عباس گويد : باد قرمزى در زوراء ( يعنى بغداد ) خواهد وزيد
هامش
( 1 ) سورهء بقره ، آيه ( 114 ) يعنى : براى آنها رسوائى خواهد بود - مترجم .