آن جوان ( كه صالح نام دارد ؟ ) فرزند زنى است ، بعد از آن ، مرد تميمى كه شعيب بن صالح نام دارد - خدا شهرهاى شعيب را آباد كند - با بيرق سياه بنصرت دين خدا مىآيد تا اينكه بين ركن و مقام با مهدى عليه السّلام بيعت نمايد .
( باب شصت و يكم : ) شعيب حنائى كه كتابهاى زيادى را خوانده بود ميگويد : به خدا قسم اگر بخواهم شما را به اسم و صفت مهدى عليه السّلام و اينكه از كجا خروج مىكند خبر مىدهم . ولى در كتاب يافتهام ملعون من اخبرته قبل ان يخرج .
ابو سعيد خدرى از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه فرمود :
زمين پر از ظلم و جور خواهد شد و بعد از آن مردى از عترت من خروج مىكند و هفت يا نه سال مالك زمين شده آن را پر از عدل و داد خواهد كرد .
( باب شصت و دوم : ) ابو سعيد خدرى از حضرت محمّد بن عبد اللَّه صلى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه فرمود : مردى از عترت من كه پيشانى روشنى و بينى باريك و كشيدهاى دارد زمين را پر از عدل و داد مىكند آن طور كه پر از ظلم و ستم شده باشد و آن حضرت هفت سال عمر مىكند .
[ دلائل خروج مهدى عليه السلام ]
( باب شصت و سوم : ) يكى از اصحاب رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله از آن حضرت روايت كرده كه فرمود : مهدى عليه السّلام خروج نميكند تا اينكه نفس زكيه كشته شود .
موقعى كه نفس زكيه كشته شد اهل آسمان و زمين بر آنها غضب ميكنند