برگزيدند . برو ، به خدا سوگند ، كسى از قبيله طى از تو جدا نخواهد شد مگر اين كه بنده باشد و يا اين كه تو به او اجازه داده باشى .
گويند : از قبيله طى 13 هزار مرد جنگى همراه على شدند .
گرد آورى مردان جنگى توسط زفر بن زيد براى يارى على
زفر بن زيد اسدى ، از بزرگان قبيله بنى اسد مقابل على ايستاد و گفت : يا امير المؤمنين ، قبيله طى برادران و همسايگان ما هستند . اگر اجازه دهى افرادى از قبيله خود را نزد تو آورم .
على گفت : چنين كن .
زفر بن زيد مردم را گرد آورد و به آنان گفت : اى بنى اسد ، عدى بن حاتم از طرف قبيلهاش براى گرد آورى مردان جنگجو به على قول مساعدت داده است ، آنان نيز دعوت عدى بن حاتم را لبيك گفتهاند . ثروتمند به واسطهء ثروتش كوتاهى نكرد فقير نيز به واسطهء فقرش .
بعضى از آنان همچون مهاجران اوليه در هنگام هجرت و انصار در زمان سختى سر يك ديگر را تراشيدهاند . آنان در اين سرزمين همسايگان شما هستند . شما را به خدا سوگند مىدهم ، اجازه ندهيد مردم فردا بگويند ، قبيله طى يارى كردند و قبيله بنى اسد كوتاهى . همسايه با همسايه سنجيده مىشود . همچون سنجش يك لنگه كفش با لنگهء ديگر .
مردى در جواب زفر چنين گفت : تو همچون عدى بن حاتم نيستى و قبيله بنى اسد نيز همچون قبيله طى نيست . همگى عرب از دين برگشتند مگر قبيله طى كه همچنان بر اسلام باقى ماند .
عدهاى از قبيله بنى اسد همراه زفر بن زيد شدند اما گروه آنان به اندازهء گروه قبيله طى نبود . [ زفر بن زيد ] با آن گروه نزد على رسيد .
رفتن عايشه ، طلحه و زبير به سوى بصره
وقتى كه طلحه و زبير و عايشه در راه مكه بودند ، عبد الله بن عامر نزد آنان آمد و آنان را به سوى بصره فرا خواند و به آنان وعده دادن مال و مردان جنگجو داد .
سعيد بن عاص به طلحه و زبير گفت : عبد الله بن عامر شما را به بصره فرا مىخواند حال آن كه او همچون يك برده فرارى از بصره گريخته است . اهل بصره همچنان در اطاعت عثمان هستند ، و عبد الله بن عامر در پى آن است كه به كمك مردم بصره با على بجنگد . عبد الله بن عامر وقتى كه از بصره گريخت پادشاه بود و اكنون همچون بردهء فرارى است .