ضحاك گويد ، هر كسى به جسد مسلم برخورد مىكرد كه مصلوب شده است ، با تير خود جسد را مورد حمله قرار مىداد .
فضايل كشتهشدگان واقعه حرّه
رسول خدا ( ص ) در يكى از سفرهاى خود به بيرون مدينه ، به منطقهء حرّه كه از آن بنى زهره بود رسيد ، آن جا ايستاد و آيهء استرجاع را قرائت كرد .
مردم به رسول خدا ( ص ) گفتند : يا رسول الله چه شده است ؟
رسول خدا ( ص ) گفت : در حرّه كسانى از بهترين افراد امتم كشته مىشوند .
عبد الله بن سلام در دورهء حكومت معاويه در حره ايستاد و گفت : در كتاب يهوديان چيزى ديدم كه نه مبدل مىشود و نه تغيير مىكند و آن اين كه ، اين جا جايگاه كشته شدن مردمى است كه در روز قيامت در حالى كه شمشيرهاى خود را بر گردنهاى خود آويختهاند محشور مىشوند ، آنان در برابر خداوند مىايستند و مىگويند : ما براى تو كشته شديم .
داود بن حصين گفته است : نزد ما قبرهاى كسانى هست كه در حره كشته شدهاند ، بيشتر اوقات كه به طرف آن قبرها مىرويم ، بوى خوش مشك از قبر آنان به مشام ما مىرسد .
عبد الله بن ابو سفيان از پدرش نقل مىكند ، من عبد الله بن حنظله را در خواب ديدم ، صورتى زيبا و پرچمى نيز در دست داشت ، به او گفتم : ابو عبد الرحمن آيا كشته شدى ؟
عبد الله گفت : آرى و خدايم را ملاقات كردم و مرا به بهشت وارد كرد ، هر وقت كه بخواهم از ميوههاى بهشت مىخورم .
به او گفتم خداوند با ياران تو چه كرد ؟
عبد الله گفت : آنان نيز همراه من هستند ، آنان به زير پرچم من هستند چنان كه آنان را مىبينى .
ابن سيرين گويد ، كثير بن افلح را در خواب ديدم ، به او گفتم ، آيا تو شهيد شدى ؟
كثير گفت : در اسلام شهادت نيست ، شهادت نوعى نوحهگرى است . اعرج گفته است مردم پيش از واقعه حرّه لباس رنگى نمىپوشيدند ، وقتى كه مردم در حرّه كشته شدند ، پوشيدن لباس رنگى را نيكو داشتند . گريه بر كشتگان حره حدود يك سال ادامه داشت .
عبد الله بن ابو بكر گويد ، مردم مدينه ، عزيزترين مردم بودند ، وقتى واقعه حرّه به وقوع پيوست ، مردم به آنان جسارت مىكردند و آنان را خوار مىشمردند .
عيسى بن طلحه از عبد الله بن مطيع پرسيد : در روز حرّه چگونه نجات يافتى ؟