حقى نيستيد . من شما را به يكى از اين دو نفر يعنى ابو عبيده و يا عمر سفارش مىكنم ، هر كدام را كه خواستيد براى كار خلافت برگزينيد .
عمر و ابو عبيده در جواب ابو بكر گفتند : براى هيچ يك از مردم سزاوار نيست كه برتر از تو قرار بگيرد . تو كسى هستى كه در غار همراه پيامبر ( ص ) بودى و پيامبر ( ص ) تو را براى خواندن نماز با مردم برگزيد ، پس بايد تو جانشين پيامبر ( ص ) شوى .
انصار گفتند : سوگند به خدا ما در كار خلافت با شما به ستيز بر نخواهيم خاست . ابو بكر ، ما از آن شما هستيم و هيچ يك از مردم در نظر ما دوست داشتنىتر از تو نيست و در نزد ما جايگاهى ندارد ، ليكن ما از فرداى خود هراسانيم و از آن بيم داريم كه كسى بر كار خلافت فائق شود كه نه از ما باشد و نه از شما . اگر امروز مردى از ما و مردى از شما كار خلافت را در دست بگيرد ما بدين خلافت راضى و خشنود هستيم و هر گاه هر يك از آن دو نفر كه از دنيا رفت فرد ديگرى را برمىگزينيم و شايسته است كه در امت محمد ( ص ) كار خلافت به صورت عادلانه انجام شود و هر يك از ما از ديگرى پيروى كنيم . و اگر فرد قريشى خواست خلافى مرتكب شود انصار بر او سخت بگيرند و همين طور اگر فردى از انصار خواست خلافى مرتكب شود قريش بر وى سخت بگيرند .
ابو بكر پس از شنيدن اين سخنان برخاست و چنين گفت : خداوند ، محمد ( ص ) را به سوى مردم فرستاد و او را گواه بر امت قرار داد تا خداوند را بپرستند و او را به يگانگى بخوانند ، زيرا مردم خدايان گوناگون را مىپرستيدند ، و گمان مىكردند كه آن خدايان شفيع آنانند و براى آنان سود بسيار دارند ، حال آن كه آن خدايان سنگهايى بودند تراشيده شده و چوبهايى تراش خورده . بخوانيد از قرآن اگر مىتوانيد :
شما و آن چيزهايى كه سواى الله ، مىپرستيديد ، هيزمهاى جهنميد ، شما به جهنم خواهيد رفت . ( انبياء ، آيهء 98 ) .
سواى خدا چيزهايى را مىپرستند كه نه سودشان مىرساند نه زيان ، و گويند اينها شفيعان ما در نزد خدايند . ( يونس ، آيهء 18 ) .
مردمى جاهل ، در مورد خطاب پيامبران مىگفتند : اينان را از آن رو مىپرستيم تا وسيلهء نزديكى ما به خداى يكتا شوند . ( زمر ، آيهء 3 ) .
بر عرب سنگين آمد كه دين پدران خود را رها كند ، خداوند نيز تنها اولين مهاجران را به تصديق دينش « مخصوص » گردانيد . آنان بودند كه همراه پيامبر ( ص ) در مقابل خشونت قومش ايستادند . هيچ كس نبود مگر اين كه پيامبر ( ص ) را تكذيب مىكرد . همهء مردم مخالف
الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس ) — صفحة 22
مساهمون: ابن قتيبة الدينوري
ص٢٢