او را در شمار مشايخ بخارى ياد كرده است .
نسائى دربارهاش گفته است : او ثقه است .
( ذهبى پس از بازگو كردن پارهاى از داستانهاى ابوحاتم در سفرهايش مىنويسد : ) هرگاه ابوحاتم كسى را توثيق كرد ، به سخنش چنگ در زن ؛ چرا كه او جز كسى را كه حديثش صحيح باشد ، توثيق نمىكند . و اگر از كسى به نرمى سخن راند يا دربارهاش گفت : لايُحتَجُّ به ( به وسيلهء او نمىتوان حجّت آورد ، سخنش حجّت نيست ) ، توقّف كن تا ببينى ديگران دربارهء او چه گفتهاند . پس اگر كسى آن راوى را توثيق كرده بود ، جرح ابوحاتم را ناديده بگير ؛ چرا كه او در [ توثيق ] رجال حديث ، سختگير است و دربارهء گروهى از راويان كتب صحاح گفته است : او حجّت نيست ؛ او راوى معتبرى نيست ؛ و سخنانى از اين دست .
ابوحاتم در ماه شعبان سال 277 چشم از جهان فروبست . « 1 »
5 . ذهبى : امام ، حافظ كبير ، ابوحاتم ، محمّد بن ادريس بن منذر حنظلى رازى ، از بزرگان و سرشناسان و . . . است . « 2 »
6 . ذهبى ( ضمن گزارش رخدادهاى سال 277 ) : در ماه شعبان اين سال ، حافظِ شرق ، ابوحاتم ، محمّد بن ادريس حنظلى ، در حالى كه در نهمين دههء عمرش بود ، از دنيا رفت . او در حفظ احاديث ، از اقران خود پيشى گرفت و داراى دانشى گسترده بود و در شمار گنجينههاى علم قرار داشت . از محمّد بن عبداللَّه انصارى و ابومسهر و مشايخى ديگر - كه به شماره در نمىآيند - حديث شنيد . وى در رديف بخارى و ابوزرعهء رازى است . « 3 »
7 . يافعى : همانند سخنان ذهبى . « 4 »
هامش
( 1 ) . سير اعلام النبلاء 13 / 247 .
( 2 ) . تذكرة الحفّاظ 2 / 132 .
( 3 ) . العبر فى خبر من غبر 2 / 58 ، حوادث سال 277 .
( 4 ) . مرآت الجنان ، حوادث سال 277 .