مىبرند ، قرار داد .
از احمد بن محمّد بن احمد سندى شنيدم كه مىگفت : از محمّد بن نضرِ فرّاء شنيدم كه گفت : از احمد بن حنبل شنيدم كه مىگفت : در سال 174 در حالى كه شانزده ساله بودم ، به طلب حديث پرداختم . « 1 »
2 . ابونعيم اصفهانى :
و از ايشان است پيشواى بزرگ و سرور برتر ابوعبداللَّه احمد بن حنبل ، همو كه در پيروى [ از دين اسلام ] ثابت قدم ماند و به هدايت دست يافت ، پيشوا و رهبر زاهدان و ناقدان . وى با سختى شديدى ، آزمايش شد و شكيبايى ورزيد ؛ سپس برگزيده گشت و پاس نعمت را داشت . او نگاهدار علم و حكمت و نگاهبان دانش و انديشه بود . « 2 »
3 . ابن ماكولا
: احمد در نقل روايت ، پيشوا و در زهد و پاكدامنى ، راهبر و نشانه است . وى داناترين مردم به مذهب صحابه و تابعان بود . اصل او از مرو است ؛ ليكن مادرش در حالى كه او را باردار بود ، به بغداد گام نهاد و احمد در بغداد ، چشم به جهان گشود . وى از ابن عُيَيْنَه و ابن عُلَيَّه و هشيم بن بشير و مردمان بىشمارى از اهل كوفه و بصره و مكّه و مدينه و يمن و شام و جزيره ، حديث شنيده است .
4 . نووى : او پيشوايى است كه در فضل و كمال از همگنان خويش پيش بود و همگان بر پيشوايى و بزرگى و پاكدامنى و دنياگريزى و دقيق بودن در ثبت و ضبط و نقل حديث و فراوانى دانش و سرورىاش همداستاناند .
به طرق پرشمار ، از ابراهيم حربى ، براى ما روايت شده است كه وى گفت : سه تن را ديدم كه همانندشان هرگز ديده نخواهد شد : ابوعبيد قاسم كه او را جز به كوهى كه در آن ، روح دميدهاند ، مانند نمىكنم ؛ بشر بن حارث ، وى را جز به مردى كه سر تا پايش در خرد فرو رفته است ، تشبيه نمىكنم ؛ و احمد بن حنبل ، گويا
هامش
( 1 ) . كتاب الثقات 8 / 18 .
( 2 ) . حلية الاولياء 9 / 161 .