بخارى . . . از ابومحمّد ، عبداللَّه بن محمّد بن هزارمرد صريفينى ، حديث شنيد و در بغداد ، خلاصهء امالى ابوطاهر به روايت ابن هزارمرد را بر او قرائت كرد . ياقوت شيخى نمكين چهره ، لطيف [ نظيف ] و ظاهر الصلاح بود . وى در سال 543 « 1 » در مصر ، در گذشت . « 2 »
2 . ابن خلّكان
: ياقوت در دشمنى با على بن ابىطالب رضى الله عنه متعصّب بود . وى برخى از كتب خوارج را خواند و مطالبى از آن كتب در ذهنش آميخته شد و عميقاً بر او اثر گذاشت . وى در سال 613 به دمشق رفت و در بازارى از بازارهاى آن ، منزل گرفت . در آنجا با برخى كسانى كه در دوستى على رضى الله عنه متعصّب بودند ، مناظره كرد .
ميان ايشان سخنانى ردّ و بدل شد و كار بدانجا انجاميد كه ياقوت دربارهء على رضى الله عنه سخنان زشت و ناروا بر زبان آورد . پس مردم بر او شوريدند و نزديك بود كه جانش را بستانند ؛ ليكن او از دست ايشان ، جان به در برد و پس از آنكه داستان اين رخداد به والى شهر رسيد ، شكست خورده و دست از پا درازتر ، از دمشق بيرون رفت . والى شهر در مقام جستجوى او برآمد ؛ ولى به او دست نيافت و ياقوت ترسان و نگران ، وارد حلب شد . . . . ياقوت تاريخ را جستجو و كاوش مىكرد و كتابى در چهار مجلّد نگاشت و آن را « إرشاد الألبّاء إلى معرفة الأدباء » ناميد . « 3 »
3 . ذهبى
: شهاب الدين ، ياقوت رومى حموى بغدادى تاجر ، اديب و آشنا به اخبار و تاريخ ، صاحب نوشتههاى ادبى در تاريخ و انساب و شهرشناسى و غير آنهاست . وى در ماه رمضان از دنيا رفت . « 4 »
4 . يافعى
: شهاب الدين ، ياقوت رومى حموى بغدادى تاجر ، اديبِ آشنا به اخبار
هامش
( 1 ) . به نظر مىرسد در يادكرد سال در گذشت ياقوت در انساب سمعانى ، خطايى پيش آمده است ؛ چرا كهاين تاريخ در لسان الميزان ابن حجر و اعلام زركلى ، 626 ثبت شده است . ( مترجم )
( 2 ) . الانساب : « الروميّ » .
( 3 ) . وفيات الاعيان 6 / 127 .
( 4 ) . العبر فى خبر من غبر 2 / 465 .