6 . ابن حجر : محمّد بن مسلم . . . فقيه ، حافظ ، كسى كه بزرگى و اتقانش مورد قبول همگان است . وى از سران طبقهء چهارم [ راويان حديث ] است . . . . « 1 »
7 . سيوطى : [ زهرى ] از بزرگان است . . . . ليث گفته است : هيچ دانشمندى را جامعتر و عالمتر از ابن شهاب نديدم . « 2 »
شرح حال سعيد بن مسيّب
سعيد بن مسيّب همان كسى است كه زهرى اين حديث شريف را از او روايت كرده است . وى فقيه مدينهء منوّره و امام اهل تسنّن و از تابعان بزرگ است . و اينك برخى از سخنانى كه دانشمندان اهل تسنّن در فضيلت و شرافت او گفتهاند :
1 . ابن حبّان
: ابومحمّد ، سعيد بن مسيّب بن حزن بن ابىوهب بن عمرو بن عايشة بن عبداللَّه بن عمر بن مخزوم بن نفطه مخزومى قرشى ، در سال دوم خلافت عمر ، به دنيا آمد و مادرش دختر عثمان بن حكيم بود . وى در فقه و ديندارى و پرهيزكارى و دانش و عبادت و فضل ، از بزرگان تابعين بود . پدرش به تجارت روغن اشتغال داشت . سعيد سرور تابعان و فقيهترينِ اهل حجاز و داناترين مردم به تعبير خواب بود . در طول چهل سال ، منادى براى نماز ندا نداد ، مگر آنكه سعيد در مسجد حاضر بود و رسيدن زمان نماز را انتظار مىكشيد . گفتهاند : سعيد از كسانى است كه ميان عثمان و على ، آشتى و سازش برقرار كرد .
هنگامى كه با عبدالملك بيعت شد و او پس از اين بيعت ، از مردمان براى وليد و سليمان بيعت گرفت ، سعيد اين امور را ناپسند داشت و با عبدالملك بيعت نكرد .
در پس اين ماجرا ، عبدالرحمن بن عبدالقارى به سعيد گفت : تو در جايى نماز مىگزارى كه هشام بن اسماعيل ( استاندار عبدالملك در مدينه ) تو را مىبيند ؛ اى
هامش
( 1 ) . تقريب التهذيب 2 / 207 .
( 2 ) . اسعاف المبطّأ برجال الموطّأ / 7 . ( اين كتاب همراه با تنويرالحوالك چاپ شده است . )