از كهنگى جامهء او شگفتزده نشويد ؛ چرا كه تكمههاى آن را بر ماه بسته است .
و همين گونه است ابيات زير از « متنبّى » « 1 » :
نَشَرَتْ ثَلاثَ ذَوائِبٍ مِنْ خَلْفِها « 2 » * في لَيْلَةٍ فَأرَتْ لَياليَ أرْبَعا
وَ اسْتَقْبَلَتْ قَمَرَ السَّماءِ بِوَجْهِها * فَأرَتْنيِ الْقَمَريْنِ في وَقْتٍ مَعا
در شبى ، سه رشته از گيسوان را از پشت سرش ، گشود و چهار شب را به من نشان داد .
روى خود را به سوى ماه آسمان كرد و دو ماه را با هم به من نماياند .
اگر از همهء اينها درگذريم ، [ مضمون حديث ] استعارهاى است كه بنيادش بر تشبيه نهاده است و برابر انگاشتن مشبّه و مشبّهٌ به از كمال بىخردى است . و تشبيه خاك صحن پادشاهان به مشك و سنگريزههايش به مرواريد و ياقوت ، در اشعار ، رايج و مشهور است و هيچ كس از اين تشبيه ، اين همانى و يكى بودن را در نمىيابد .
نيز شاعرى سروده است :
أرَى بارِقاً بِالْأبْرَقِ الْفَرْدِ يُومِضُ * فَيَكْشِفُ جِلْبابَ الدُّجَى ثُمَّ يَغْمَضُ
كَأنَّ سُلَيْمى « 3 » مِنْ أعاليِهِ أشْرَفَتْ * تَمُدُّ لَنا كَفّاً خَضيباً وَ تَقْبِضُ
آذرخشى را ديدم كه بر كوهى بلند و تنها با سنگهاى سياه و سپيد ، درخشيد و جامهء تاريكى را كنار زد و سپس پنهان شد ؛ گويا محبوبهام ، سليمى ، از بلنداى آن كوه برآمد و دستى رنگين به سوى ما گشود و آن را بست .
در احاديث صحيح اهل سنّت ، احاديثى در تشبيه ابوبكر به ابراهيم و عيسى و تشبيه عمر به نوح و تشبيه ابوذرّ به عيسى ، روايت شده است ؛ ليكن از آنجايى كه اهل سنّت بهرهاى از عقل خداداد دارند ؛ هرگز ، اين تشبيهات را بر مساوى بودن [ صحابه با پيامبران الاهى ] حمل نكرده ، بلكه هر يك را در جايگاه خود نشاندهاند ؛ چرا كه هدف پيكان تشبيه در اين قسم سخنان ، تنها اثبات وجود وصفى از اوصاف
هامش
( 1 ) . ابوالطيّب ، احمد بن حسين بن حسن بن عبدالصمد كوفى ( 303 - 354 ) از بزرگترين شاعران عرب . ( الكنى و الالقاب 3 / 139 ) ( مترجم )
( 2 ) . « شَعْرها » نيز ضبط شده است . ر . ك : امالى سيّد مرتضى 4 / 41 . ( مترجم )
( 3 ) . مصغّر « سَلْمى » و نامى است براى دختران . ( لسان العرب 12 / 300 ) ( مترجم )