خاصي يك مرتبه خواننده را از فلسفهء يونان باستان به قرون وسطى متصل ومنتقل مىسازند بدون آن كه هيچ گونه تحليل وتوضيحي پيرامون چرايى پيدايش اين وضعيت فضاحتبار ارائه دهند . همچنين از هر گونه مقايسهء اين دوران با روند رو به رشد فلسفه در مشرق زمين ، پرهيز مىكنند .
اتين هانرى ژيلسون ( 1884 - 1978 م ) فيلسوف ومحقق نئوتوميست معاصر فرانسوى كه متخصص فلسفهء قرون وسطى است ، سعى وافر وجهد طاقت فرسايى را متحمّل شده ، تا براي اين مقطع از تاريخ فلسفهء اروپا ( از فلوطين تا دكارت ) ، فلسفهاى با هويت مستقل ، به نام فلسفه مسيحي تدوين كند « 31 » وأيده وآرزوى ديرين خود را بر كرسي تاريخ ، مصرانه وبه هر شكلى كه شده بنشاند .
ژيلسون براي طراحى ومعماري اين عمارت از پاىبست ويران ، بهاى سنگينى را به قيمت ارتكاب تناقضات درونى وساختارى ، تحريفات علمي وتاريخي ، اختلاط مرزهاى علوم گوناگون واختفاء حقايق بسيار ، مىپردازد ؛ گر چه سرانجام از اين همه تلاش طرفي نمىبندد .
پايههاى تئوريك ونظريه پردازى أو يا بايد بر أساس تعاليم كتاب مقدس استوار باشد ويا كار نامهء تلاش عقلي فيلسوفان مسيحي . در بخش اوّل نه تنها بهرهاى از كتاب مقدس عايد أو نمىشود ، بلكه بايد كار مضاعفى را تقبّل نمايد تا تعارضات كتاب مقدس را هم توجيه نموده وپاسخگو باشد . به همين دليل است كه نصوص ديني وكتاب مقدس را به طور كلى كنار مىگذارد . أو در كتاب « روح فلسفه قرون وسطى » به صراحت اظهار مىدارد كه بر أساس إنجيل وتورات نمىتوان فلسفهاى بنا نمود . « 32 » تنها مبناى ديگرى كه براي أو باقي مىماند ، تكيه وتأكيد بر نظريات وآراء فلسفي فيلسوفان مسيحي اين دوره است . در اين زمينه هم
شرح
( 31 ) « روح فلسفه قرون وسطى » ، اتين ژيلسون ، ترجمه على مراد داودى ، ص 624 ، انتشارات علمي وفرهنگى .
( 32 ) همان ، ص 648 و 608 .