روايت هشتم : ابو جعفر عليه السلام فرمود : على ( ع ) مريض شد رسول خدا ( ص ) آمد به حضرت على فرمود :
« اللّهم انّى أسألك تعجيل عافيتك او صبرا على بليّتك او خروجا الى رحمتك » خدايا ! من تعجيل در سلامت تو را مىخواهم يا صبر و بلاى تو يا رفتن به سوى رحمت تو را خواهانم .
روايت نهم : ابراهيم بن عبد الحميد از مردى روايت كرد كه گفت : من بر حضرت امام صادق عليه السلام وارد شدم از دردى كه در من بود به آن حضرت شكايت بردم فرمود : بگو : « بسم الله » سپس دست خود را بر درد بكش سپس بگو :
« و اعوذ بعزّة اللَّه و اعوذ بقدرة اللَّه و اعوذ بجلال اللَّه و اعوذ بعظمة اللَّه » پناه مىبرم به عزت خدا و پناه مىبرم به قدرت خدا و پناه مىبرم به جلال خدا و پناه مىبرم به بزرگى خدا « و اعوذ بجمع اللَّه و اعوذ برسول اللَّه من شرّ ما احذر و من شرّ ما اخاف على نفسى » و پناه مىبرم به اراده خدا ! و پناه مىبرم به رسول خدا و پناه به اسماى خدا مىبرم از شر آنچه مىترسم و از شر آنچه كه بر نفس خود مىترسم . اين كلمات را هفت بار مىگويى . آن مرد گفت :
من اين كار را كردم درد از من رخت بر بست .
روايت دهم : ابراهيم بن اسرائيل از امام رضا ( ع ) نقل كرد كه فرمود : در گردن كنيزى از ما خنازير « 1 » بيرون آمد هاتفى مرا ندا داد به من گفت : اى على به آن كنيز بگو كه بخواند : « يا رئوف يا رحيم يا ربّ يا سيّدى » فرمود : آن كنيز خواند خداى تعالى آن را بر طرف فرمود : اين دعايى است كه جعفر بن سليمان آن را خوانده است .
هامش
( 1 ) غدهاى سفت كه در گردن بيرون مىآيد و در سطح گردن مشخص و برجسته مىشود .