تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
بر زمين مالد تا ترا از اين نخوت و تجبر بيرون آرد . عثمان گفت بخداى عالم قسم است كه من از حضرت رسول صلى الله عليه و آله شنيدم كه مىفرمودند زبير بعد از ارتداد از اسلام مقتول خواهد شد . از سلمان مرويست كه من بعد از استماع قول عثمان بجانب امام الانس و الجان نگران گشتم تا آن حضرت در اين باب چه بيان نمايد چون ولى بيچون مطلب مرا بعلم لدنى تفرس نمود چنان كه ميان من و آن حضرت معلوم بود . فرمود كه عثمان درين بيان صادق است زيرا كه زبير بعد از انقضاى ايام خلافت عثمان با من بيعت كند و بعد از مدت قليل تبديل آن نمايد و مرتد گردد و در همان ايام ارتداد از اسلام بواسطه آرزو و هوس خلافت كه در خاطر او مستقر است بقتل رسد و به خواهش نفس و مطلب و هوس خود نرسد . سليم رضى الله عنه گويد در آن زمان امير مؤمنان روى مبارك بسلمان آورده گفت اى سلمان يقين دان كه اين قوم بالتمام بعد از وفات سيد الانام مرتد گشتند و از دين و آئين اسلام برگشتند الا آنكه حضرت ايزد علام او را بمحبت آل محمد عليهم السّلام نگهدارد . اى سلمان مقدمات ما و اين منافقان بعينه همان مقدمات هارون و قوم بنى اسرائيل است كه بعد از غيبت موسى عليه السّلام چنانچه آن طايفه تابع سامرى گشته شيوه گوساله‌پرستى برداشتند و هرون ( ع ) و عهدى كه موسى كليم در باره آن نبى لازم التكريم كرده بودند نسيا منسيا انگاشتند . اين قوم بعد از غيبت رسول رب العزيز عهد و شرطى كه با آن حضرت در باب ولايت و امامت من كه به حكم حضرت مهيمن اين طايفه كرده بودند گذاشتند و بر وفق خواهش نفس و دواعى از خواهش خود كسى را بواسطه امارت خود برداشتند و اين جماعت بسنت آن امت اقتداء نمودند . من از حضرت رسول مجيد شنيدم كه ميفرمودند اين قوم بعد از من تبديل دين و آئين خود بسنت بنى اسرائيل نمايند قدوه بقدوه و نعل به نعل و شبر به شبر و ذراع