تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
گروه دوم جماعت ناصبه‌اند و ايشان قائل بر صحت خلافت ابا بكرند و ميگويند كه بر هر متفطن عارف و زيرك معارف هيچ شك و ريب و موهم خدعه و فريب نيست در صواب خلافت ابا بكر به جهت ثبوت صفات مستحقهء خلافت درو بنوعى كه مذكور شد . پس هر كه تأخير در بيعت ابا بكر نمايد خاطى بلكه عاصى باشد مگر آنكه تأخير بواسطه اثبات دليل و حجت آن يا بواسطه شبهه كه متأخر را عارض شده باشد . هر گاه چنين نباشد به اعتقاد نواصب لازم آيد كه تأخير از بيعت ابا بكر محض به جهت عناد و افساد باشد و بيقين باتفاق مسلمين از جمله متأخرين بيعت ابا بكر امير المؤمنين حيدر عليه السّلام بود بلكه آن سرور بدلايل مذكوره معتبره هرگز بيعت بر ابى بكر ننمود . هر گاه به اعتقاد ايشان امير المؤمنين حيدر عليه السّلام كه ترك بيعت ابا بكر كرده ضال و كافر و معاند و مفسد نباشد و نواصب خود اجماع بر عدم ضلالت و غوايت آن حضرت در طول ايام خلافت ياران ثلثه كرده باشند لازم آيد آن برگزيده ايزد داور پيوسته برفيعه ايمان و ايقان بوده بنا بر كلام مهيمن منان و احاديث رسول آخر الزمان مثل حكايت مشهوره خم غدير و غيره و تا آن حضرت امام انس و جان و ولى ايزد ديان و وصى بلا فصل بنى العدنان باشد مدعى ولايت به غير آن ولى الله ، عاصى و گمراه و دور از مرحمت إله و محروم از شفاعت رسول الله باشد . چون دلايل عدم بيعت امير المؤمنين حيدر بر ابا بكر در كتب حديث و سير بغايت بسيار است لهذا مترجم را به بيان همين دو وجه اختصار است . سلمان رضى الله عنه گويد كه بعد از آن شخصى بزبير گفت كه چون امير المؤمنين على عليه السّلام كه اشرف بنى هاشم است بيعت بخليفه كرد تو نيز بيعت كن و مخالفت با اصحاب حضرت نبى الرحمة مكن . اصلا زبير توجه و اقبال بمقال آن ضال ننمود .