سكنه اين بلد منت گذاشت تا همگى را مشرف فرمودند ، من اى نبى مهيمن نذر با حضرت ذو المنن كردم كه چون شما بسعادت و اقبال از جهاد كفره ضال صحيح و سالم و مظفر و غانم معاودت بمدينه نمائى من آنچه لايق مأكول شما باشد بواسطهء شما ذبح نمايم ، الحال از اين بزغاله كه خود تربيت كردهام چيزى نداشتم كه از اين عزيزتر در نزد من باشد فلهذا اين را بريان كرده با قليلى از شكر و نان بشما آوردم تا بسعادت بأكل اين منت بجان من حزين گذارى و به جهت من طلب غفران از ايزد سبحان نمائى و مرا به اين مرحمت سرفراز فرمائى .
حضرت ميفرمايد كه من به مجرد شنيدن اين سخن از آن عجوزه از بقله شهبا فرود آمدم و دست بر آن بزغاله بريان زدم تا تناول نمايم ، در همان زمان به حكم قادر منان آن بزغاله به زبان بنطق و بيان درآمد و از جاى برخاست و بقوايم أربع بايستاد و گفت :
اى نبى الابرار دست از من بدار كه مرا اين عجوزه نابكار مسموم يعنى زهردار گردانيد من نيز دست از آن بداشتم يهودان گفتند كه اين رتبه حال تو بسيار بهتر از حال عيسى عليه السّلام است .
رسول صلى الله عليه و آله فرمود كه اين پنج .
بعد از آن يهودان گفتند : يا محمد يك سؤال ما باقيست ، بعد از سؤال آن مرام ديگر اقامت در اين مقام بر ما حرام است .
سيد الانام فرمود كه هر سؤال كه شما را بود عرض نمائيد و بجواب آن بامداد توفيق ايزد وهاب مستعد و كامياب خواهيد شد .
يهود گفتند : يا محمد ! سليمان پيغمبر عليه السّلام برتبه و قدر از شما بهتر بود .
حضرت نبى ايزد معبود رتبه خيريت را از آن طايفه استعلام نمود .
گفتند : بواسطهء آنكه خداى عز و جل از براى آن نبى عادل ، شياطين و انسان و جن و پريان و رياح و سباع و باقى جانوران را مسخر گردانيد .
نبى قادر خلاق فرمود كه ايزد تعالى دابهء براق را براى من مسخر گردانيد كه آن