بر سياران معارج عالى مقام سخن و سياحان مدارج كلام نو و كهن در غايت وضوح و ظهور و در نهايت بروز و مشهور است كه بنا بر آيهء كلام ملك علام و قول حضرت سيد الانام مقدمهء معراج آن نبى صاحب اللواء و التاج بىشبهه ابرام و لجاج باثبات و احتجاج رسيده ؛ و تفصيل اين مقال على سبيل الاجمال بدين منوال است :
ايزد نبى متعال بعد از تقضى چند ساعت شبى از حرم مكهء معظمه يا از خانهء ام هانى كه يكى از ازواج طاهرات سيد البريات بود و خانهاش نيز داخل مسجد الحرام بود يا از مقام ديگر على اختلاف الروايات بسعادت و اقبال نهضت اجلال از آن مقام بجانب شام نمود و آن مكان جنت نشان را از قدوم مسرت لزوم خود مشرف گردانيد بعد از طواف بيت المقدس و زيارت هر يك از انبياى حق تعالى و تقدس و توقف اندك زمانى در آن مراقد اعيان عروج و صعود به آسمان و بر عجايب سماوات سبعه كما ينبغى و يليق اطلاع از روى تحقيق يافت .
لكن در تاريخ وقوع اين حال خلاف است كه آيا در كدام سال به حكم لا يزال حضرت رسول متعال را اين سعادت و اقبال روى داد و اكثر علماى اهل معرفت برآنند كه معراج نبى الرحمه در سال دوازدهم از بعثت بود . و در شهور بر اختلاف مشهور است بعضى ربيع الاول و بعضى رمضان برخى شوال و گروهى ربيع الثاني و جمعى بيست و هفتم رجب گفتهاند و اين اشهر است .
و چون معراج رفتن حضرت از مكه به بيت المقدس بنص قرآن ثابت شده منكر آن از كافران است . و نيز عروج حضرت بسماوات و وصول بقرب و كمالات باحاديث مشهورة الروايات صحيحه كه قريب به حد تواتر اشتهار يافته منكر آن بىشبهه و گمان ضال مبتدع و خاوى و مخترعست ( نظم ) :
شاهد معراج نبى وافر است
آنكه مقر نيست بدين كافر است
دستگه سلطنت اين وصال
نيست به پا مردى خبل و خبال