و فرقه دوم كه مقترحين آيه ابراهيم خليل رب العالميناند امر نمائى تا در بيرون بلدهء مباركه مكه معظمه در هر مقام كه ارادهء مكث و لبث در آن نمايند جمع گردند كه آيه ابراهيم عليه صلوات الرب الغفار بر ايشان ظاهر و آشكار گردد ، چو آن طايفه بموجب اقتراح و استدعاى خود متلبس به آن بلا و گرفتار آن رنج و عنا شوند عورت صالحه بر آن جماعت ظاهر و هويدا گردد كه معجر عفت و صلاح بر سر انداخته و سرهاى آن خمار را بر اطراف و جوانب خود ارسال داشته بايد كه به معجر آن نيكو سير متشبث گردند و او را شفيع نجات خود از آن بليات نمايند كه بيقين آن مؤمنه آن طايفه را نجات از آن بليات معينه و خلاص از آن سانحه مهلكه نمايد .
و بفرقه سوم حكم فرماى كه چون مقترحين آيه و نشان موسى عليه السلاماند بظل خانه كعبه استظلال جسته در آن مكان مكين گردند كه به زودى آيه و نشان موسى عليه سلام الملك المنان بر ايشان ظاهر و عيان گردد ، و چون بعد از رؤيت مقترحات ايشان هلاكت خود در آن مشاهده نمايند استعاذه به عمت حمزه و دخيل آن سرور زمن گردند كه بىشائبهء گمان عم تو ايشان را از آن بلا در حفظ و امان خويش محفوظ و مصون داشته نجات دهد .
و بفرقه چهارم كه ابو جهل بىآزرم رئيس آن طايفه بىفراست و علمند به ابو جهل دغل بگوى كه در پيش من آنقدر مكث و توقف نمائى كه حقايق اخبار طوايف ثلاثه به تو رسد شايد ترا بعد از استماع اخبار و اعلان ايشان في الجمله جمعيت خاطر و اطمينان در باب اطاعت امر و حكم قادر سبحان در قبول اسلام و ايمان بهم رسد ، و نيز آنچه تو استدعا و اقتراح آن نمودى انجام و استتمام آن بحضورت بانصرام رسد .
ابو جهل بعد از استماع كلام سيد الأنام اختيار مكث در آن مقام نموده روى به جانب آن فرق ثلاثه آورده گفت : برخيزيد و به جهت رؤيت آيات مقترحات خود از يك ديگر متفرق گشته هر طايفه به همان محل و مكان كه محمد بواسطه ديدن آيات بيان
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 116
مساهمون: أحمد بن علي الطبرسي
ص١١٦