تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
و معناى كلام خدا :
« فَانْسَلَخَ مِنْها »
، خرج و انفصل ( : خارج شد و جدا گشت ) است ، و از آن معنى است گفتار خداى - تعالى - :
وَ آيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهارَ
« 23 » . و معناى گفتار خدا :
« فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ »
اين است كه شيطان با جلوه دادن آن گمراهى ، در پى او افتاد ، تا به آن متمايل گشت ، و به آن چنگ زد ، و گفته شده : « اتبعه الشيطان » به اين معنى است كه شيطان كافرانى از جنس انس را به دنبالش انداخت ، و ايشان وى را بر كفر همراهى كردند . و اين آيه دالّ بر تحريم پيروى كسى است كه از ارتداد وى ايمنى نيست . و « غاوى » يعنى نوميد از رحمت خدا ، و مصدر « غىّ » به معناى جهل و گمراهى است ، خداى - تعالى - گفته است :
وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى
« 24 » . آنگاه دربارهء كسى كه از دست يافتن به چيزى نوميد شده « قد غوى » ( : بتحقيق نااميد شده است ) » اطلاق شده است . و بر اين معنى است ، گفتار مرقّش « 25 » : [ از بحر طويل ]
88 فمن يلق خيرا يحمد النّاس امره * و من يغو لا يعدم على الغىّ لائما
« 26 » و آن‌كس كه نشانه‌ها به او داده شده ، و از آنها جدا گرديد ، بلعم بن باعوراء « 27 » است كه از قوم بنى اسرائيل بود و اميّة بن ابى الصلت ثقفى « 28 » گفته
هامش
( 23 ) - سوره يس ( 36 ) آيهء 37 . ( 24 ) - سورة طه ( 20 ) آيهء 121 . ( 25 ) - او مرقّش اصغر از طايفه بنى سعد و يكى از عشق‌پيشگان عرب است ( الشّعر و الشعراء ، ج 1 ، ص 142 ملاحظه شود ) . ( 26 ) - در نسخه اصل چنين است ، امّا در الشعر و الشّعراء ، ج 1 ، ص 143 « و من يلق خيرا » وارد شده است . قطامى آن معنى را از مرقّش اقتباس كرده و گفته است :و النّاس من يلق خيرا قائلون له * ما يشتهى و لامّ المخطئ الهبل( 27 ) - او دانشمندى از دانشمندان بنى اسرائيل بوده ، و گفته شده از طايفه كنعانيان بوده و علم برخى از كتابهاى الهى به او داده شده بوده است ( الكشاف ، ج 2 ، ص 139 ملاحظه شود ) . ( 28 ) - وى برخى كتابهاى گذشته خداى - عزّ و جلّ - را خواند ، و به پرستش بتها متمايل شد . او