669 - و حىّ . . . ص 249 بر پسران كينه ( كينه بدل گرفتگان ) درودت را بفرست ؛ درود نيكويت تا خردهايشان را اسير گردانى ، پس گاهى كفش وصله زده مىشود .
670 - 671 داويت . . . ص 250 سينهاى را كه از او آتش حسدش آشكار بود درمان كردم ، و ناخنهايى را بدون ناخنگير گرفتم ، و در نتيجه كمان وى ( پشت وى ) نزد ما دو تا شد و دشمنم را از روى نادانى آشكارا هدف تير خويش قرار داد .
672 - هنيئا . . . ص 250 آنچه را عزّه از ابروهاى ما هلال شمرده ، گوارايش باد جز آن كه دردى كوبنده و زننده باشد .
673 - 676 انى امرؤ . . . ص 251 بدرستى كه من مردى هستم كه اصل و نسبم را هيچ پليديى كه موجب دگرگونى آن شود و هيچ سبكسريى آن را بسوى خود فرا نخواند ؛ مردى هستم از تبار « منقر » و ( پرورش يافته ) در خانواده بزرگوارى ، و اطراف شاخه ، شاخه مىرويد ؛ سخنورانند ، هنگامى كه سخنورشان سخن مىگويد ، سپيدرويانند و پاكدامن و زبانآور به عيبجويى همسايه توجهى ندارند ، و مواظب حفظ حرمت همسايگىاند .
677 - 679 عليك . . . ص 252 درود خداى بر تو باد اى قيس بن عاصم و بر تو باد رحمت او ؛ مادامىكه مشيّتش بر استمرار رحمت تعلّق گرفته است . ( - بر تو درود باد ) درود كسى كه جامه نعمت و احسانت را بر او پوشاندى ، و هرگاه از دور سرزمينهايت را مىبيند ، سلام مىگويد ، پس نابودى قيس نابودى يك نفر نيست بلكه دستگاه قومى فروريخته است .
680 - تراه . . . ص 255 وى را لاغر شكم مىبينى در حالى كه توشه و غذا حاضر و آماده است و بامدادان با پيراهنى پاره پاره حركت مىكند .
681 - تكفيه . . . ص 255 وى را قطعه جگر بريان شده شتر كفايت مىكند ، اگر ميل به آن پيدا كند ، و تشنگى او را كمى آب ، بر طرف مىسازد .
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى ) — صفحة 477
مساهمون: عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي )
ص٤٧٧