يابد پس حساب او را بكمال پردازد . ( و يا مثل كافران ) همانند تاريكيهايى در دريايى ژرف است كه موجى آن را فرا گيرد كه بالاى آن موجى است ، موج كه بالاى آن ابرهاست ، و تاريكيهايى است كه برخى بالاى برخى ديگر است و هرگاه ( آن شخص مبتلا به ظلمات دريا ) دستش را بيرون آرد نزديك نيست كه ببيندش . و كسى را كه خدا برايش نورى قرار ندهد ، نورى نيست . ( آيهء 39 - 40 ) سوره فرقان :
أَمْ تَحْسَبُ . . .
أَضَلُّ سَبِيلًا
: آيا گمان مىبرى كه بيشترشان شنوا باشند يا صواب شناسند ، نيستند ايشان مگر همچون چارپايانى بلكه ايشان گمراهترند . ( آيهء 44 ) سوره شعراء :
فَأَوْحَيْنا إِلى مُوسى . . .
كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ
: پس به موسى وحى كرديم كه با چوبدستيت به دريا بزن ، پس دريا شكافته شد و هر پارهاى چون كوه بزرگ بود . ( آيهء 63 ) سوره نمل :
وَ أَلْقِ عَصاكَ فَلَمَّا رَآها . . .
الْمُرْسَلُونَ
: و چوبدستيت را بيفكن ، پس چون آن را ديد كه مىجنبيد گويى مارى ، گريزان روى بگردانيد و بازپس ننگريست . اى موسى بيم مدار كه پيامبران در پيشگاه من بيم ندارند .
( آيهء 10 )
. . . أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ . . . : . . .
من آن تخت نزد تو آورم پيش از آنكه نگاهت به سوى تو بازگردد . . . ( آيهء 40 )
قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ . . .
مِنْ قَوارِيرَ . . .
: به او ( بلقيس ) گفته شد : داخل قصر شو ، پس چون آن را ديد ، انگاشتش موجى و ساقش ( ساق پايش ) را برهنه ساخت ، گفت : آن قصرى پاك و صاف و از جنس شيشههاست . . . ( آيهء 44 )
إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ . . .
: بدرستى كه تو مردگان را شنوا نسازى و ندا را به كران نرسانى . . . ( آيهء 80 )
وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ . . .
: و كوهها را ساكن گمان مىبرى در حالى كه همانند ابرها حركت مىكند . . . ( آيهء 88 )