تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
و يكى از شاعران راست در هجو مردى : [ از بحر رجز ]
805 « لو كنت ماء لم تكن طهورا * او كنت غيما لم تكن مطيرا
806 أو كنت ريحا كانت الدبورا * او كنت بردا كنت زمهريرا
807 او كنت ارضا كنت ارضا بورا * او كنت مخا كنت مخاريرا »
« دبور » بادى است كه از پشت كعبه مىوزد ، و باد « قبول » از روبروى آن مىوزد . و از نامهاى دبور « محوه » است . ابو زيد خوانده است : [ از بحر رجز ]
808 قد بكرت محوة بالعجاج * و دمّرت بقيّة الرّجاج »
« 5 » « رجاج » : شتران خرد و ضعيف است . و باد صبا به سبب روبرو بودنش با باد « دبور » ، قبول ناميده شده است ؛ و از نامهاى آن است : « أير » و « هير » و « اير » و « هير » و از نامهاى باد شمال است : « جربياء » و « نسع » و « مسع » و از نامهاى باد جنوب : « ازيب » و « نعامى » و « هيف » « 6 » است ، ( و نام اخير ) زمانى است كه با گرماى باد هيف تشنه شوى . ذو الرّمّة گفته است : [ از بحر بسيط ]
809 و صوّح البقل نئّاج تجىء به * هيف يمانية فى مرها نكب
« 7 » و گفته مىشود : « باد جنوب دگرگون شده از باد « صبا » است ، و گفتار شاعر
هامش
( 5 ) - آن بيت راى ابن المنظور در لسان العرب ياد كرده و آن راى به قلاخ بن الحزن نسبت داده است . ( 6 ) - ثعلب از ابن الاعرابى نقل كرده كه بادهاى موصوف به « نكب » چهار نوع باد است : « نكباء الصبا » و « نكباء الجنوب » و باد نكب جنوب سوزاننده و تشنه‌كننده و خشك‌كننده سبزى است ، و آن بادى است كه ميان دو باد مىوزد . جوهرى گفته است : كه آن باد « ازيب » ناميده مىشود . ( لسان العرب ريشه نكب ) و در ريشه « ازب » آمده است : « ازيب » باد جنوب است ، و آن لغت هذيل است ، يا آن باد نكباء است ؛ كه ميان باد صبا و جنوب مىوزد ، و در « النهايه » ج 2 ص 324 آمده است : نام آن نزد خدا « ازيب » و نزد شما « جنوب » است . ( 7 ) - ديوان ذى الرّمّة ج 1 ص 54