را خلف نميكند ) و بنويسيد ( اللَّهم انك لست بالله استحدثناه . . . تا آخر آنچه در فصل 4 بيايد ان شاء الله ) .
( دردسر و غيره )
از امام ششم ( ع ) : هر كه گرفتار درد سر و غير آن باشد دست بر جاى درد نهد و بگويد : ( آرام گير كه تو را آرام سازم به يارى آنكه آنچه در شب و روز آرام گيرد مال اوست و او شنوا و داناست ) .
نبى اكرم ( ص ) چون كسالتى يا درد چشم و درد سرى عارض ميشد دست به آسمان بر ميداشت و حمد و معوّذتين ميخواند بعد دست بر پيشانى مىماليد دردش بر طرف ميشد .
( نظير آن ) [ ( درد سر و غيره ) ]
عمرو بن ابراهيم : به حضرت رضا ( ع ) از سودا شكايت كردم كه چون عارضم ميشد گويا ديوانه ميشدم و از درد سر دائمى . . . فرمود : اين سبزى