بده و دعاى فرج بخوان و بگو : ( اى آنكه چشمها نتواندش ديد و گمانها نتوان او را يافت ، وصف گويان توصيفش نتوانند كرد ، و زمانها در او تغييرى نتواند داد ، اى آنكه از حوادث نترسد ، و طعم مرگ نچشد ، اى آنكه از فوت هراسى ندارد و گناهان بوى ضررى نرساند ، و آمرزش از او نكاهد ، اى آنكه وزن ذرات كوهها را ميداند و بر گنجايش درياها و عدد قطرات باران ، و برگ درختان ، و راه روى مورچه آگاه است ، آسمانى آسمان ديگر و ارضى ارض ديگر را و سطح دريا عمق دريا را و كوه اندوختههاى درون خود را از نظر او نميتواند بپوشاند ، ديدگان خائن و نهفتههاى دل و آنچه شب بر آن ظلمت و روز بر آن پرتو افكند ميداند ، از تو مسألت ميكنم به اسم مخزون و مكنون در علم غيبت كه اختصاص بخودت دارد و اسمهايت را از آن برآورده اى ، كه تو خدائى هستى كه جز تو خدائى نيست و يكتاى بىشريكى ، و به اسمى از تو كه چون ترا بدان خوانند جواب دهى ، و اگر از تو بدان سؤال كنند عطا كنى ، و به حق انبياء مرسل تو و به حق نگهداران عرش و به حق ملائكه مقرب تو
مكارم الأخلاق ( فارسي ) — صفحة 136
مساهمون: حسن بن الفضل الطبرسي
ص١٣٦