و بىنيازى و جز تو كسى بر حاجت من توانائى ندارد ، و بار پروردگارم ميدانم هر چه نعمتهايت بيشتر به من روى آورد نيازم به تو فزونى گيرد ، و اينك غم اين كار مرا به خود مشغول داشته و تو بر حلّ آن توانا و دانائى ، و بىرنج و مشقت وسعت دهنده اى ، پس به آن اسم خود كه آن را بر كوهها نهادى برافراشته شد و بر آسمانها گزاردى شكافته گشت ، و بر ستارگان نهادى پراكنده شد و بر زمين نهادى گسترده شد ، و هم سؤال ميكنم به آن اسمى كه بر محمّد صلى الله عليه و آله و عترت او نهادى كه بر آنها درود فرستى و حاجتم را بر آرى و مشكلاتش را بر من هموار سازى و مهمّاتش را كفايت نمائى ، و اگر بكنى يا نكنى حمد تو راست كه تو در حكم و كار خود ستم و جور نميكنى و در اجراى عدل خود هراسى ندارى ) بعد گونه بر زمين نه و بگو : ( خداوندا يونس بندهء تو تو را در شكم ماهى خواند ، او را جواب دادى و من بندهء تو تو را ميخوانم جوابم ده ) . امام فرمود : براى كارهاى بسيارى اين دعا را خواندم و حاجت روا گشتم .
مكارم الأخلاق ( فارسي ) — صفحة 128
مساهمون: حسن بن الفضل الطبرسي
ص١٢٨