نمىتوانم ، به او ميگويد زمزمه كن ، و همواره در آرزو بسر برد تا فرود آيد . و فرمود : هر كه بوقت سوار شدن گويد : « بنام خدا ، جز از طرف خدا نيرويى وجود ندارد ، سپاس خدايى را كه اين مركب را براى ما تسخير كرد ، و گر نه ما قادر بر تسخير او نبوديم » جان و مركبش مصون بماند تا فرود آيد ،
و در روايتى ديگر وقت سوار شدن بگويد : « سپاس خدايى را كه ما را به اسلام رهبرى كرد ، و قرآن تعليم داد ، و به وجود محمد بر ما منت نهاد ، پاك است خدايى كه اين مركب را مسخر ما كرد ، و گر نه براى ما تسخير آن امكان پذير نبود ، و ما بسوى حق باز ميگرديم ، و سپاس خدايى را سزد كه پروردگار جهانيان است ، خداوندا تو ما را بر پشت مركب بنشانى ، و در كارها يارى كنى ، و رفيق و همراه سفر مايى و جانشين ما بر زن و مال فرزند مايى ، خداوندا تو بازوى من و ياور منى » و چون مركب به راه افتاد در راه بگو : بحول و قوه الهى بيرون ميروم بىآنكه در خود نيرويى داشته باشم ، خداوندا به تو از هر حول و قوه اى اجر تو ، برائت مىجويم ، خداوندا در اين سفر از تو بركت مىخواهم و براى اهل اين سفر نيز بركت مىطلبم ، خداوندا از فضل واسع تو رزق حلال و پاك مىجويم و مرا در زندگى راحت و خوش و سلامت بدار ، خداوندا به نيرو و قدرت تو ، من به اين سفر ميروم بىآنكه به غير تو اميد و اعتمادى داشته باشم ، در اين سفر به من توفيق شكر و عافيت عنايت كن ، و به اطاعت و عبادت خود موفق بدار ، تا از من خشنود شوى اى داراى جلالت و بزرگى . و به رحمت خودت اى رحمت آرندگان » .
مكارم الأخلاق ( فارسي ) — صفحة 475
مساهمون: حسن بن الفضل الطبرسي
ص٤٧٥