تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الأخلاق ( فارسي ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
از امام باقر ( ع ) : چون حضرت على با حضرت زهرا ازدواج كرد در كف خانه اش شن گسترده بود و فرش آنها پوست گوسفندى و بالش آنها پوستى آكنده از ليف خرما بود ، و چوبى هم به ديوار زده بودند كه بند مشك را بدان مىآويختند و پوشش على ( ع ) كسائى بود . از حسين بن نعيم ، از امام صادق ( ع ) : شنيدم پيغمبر وقتى فاطمه را به خانه على ( ع ) فرستاد ، جامه او كسائى و فرش او پوست گوسفندى و بالش او پوستى پر از ليف خرما بود . و از آن حضرت : بستر على و فاطمه ( ع ) پوستى دباغى نشده بود . روايت شده كه پيغمبر ( ص ) دو ماه از زنان خود كناره گرفت ، در بالاخانه و غرفه اى بسر برد ، عمر بر حضرت وارد شد ، و ديد در خانه پوستى دباغى نشده افتاده و پيغمبر ( ص ) روى حصيرى خوابيده و اثر حصير در پهلويش باقى مانده بوى آن پوست بدماغ عمر خورد ، گفت : يا رسول الله ( ص ) اين پوست چيست ؟ فرمود : عمر ! اين متاع زنده است چون پيغمبر ( ص ) برخاست و نشست و حصير در بدنش جا انداخته بود ،