5 - الميزان وتفسير نمونه نيز به همان معاني تفسير فرمودهاند :
واما لغت « فطر » به معنى شكافتن ، شكاف ، جدا كردن وباز كردن است .
طبرسى در مجمع مىفرمايد : « أصل الفطر الشق » فطر به معنى شكافتن وجدا ساختن است . وراغب پس از ذكر معناى شكافتن طولى گفته است : تفطر وانفطار يعنى شكافته شدن ومنشق ومجزّا شدن ، بازشدن وجدا شدن گفته است وهمچنين در تحت آيهء 51 از سورهء مباركه هود ، فرموده است : جدا شدن وقطعهقطعه شدن ، چنانچه برگ از درخت جدا مىشود ودر ذيل آيهء 15 سورهء مباركهء الانعام به نقل از ابن عباس گفته است : آفرينش موجودات وآوردن آنها از نيستى به هستى .
بنابراين فاطر كه اسم فاعل است يعنى شكافنده واز عدم به عرصهء وجود آورنده وتفكيك وجداكننده بر أساس اين تحليلها ، خداوند متعال در قرآن كريم در مورد خلقت وآفرينش موجودات چند نوع لغت بكار برده وهر كدام را در جاى مناسب خود مورد استفاده قرار داده است . مثلا درباره خلقت وايجاد اجرام سماوي وزمين وهر آنچه كه در بين آنها هست مىفرمايد :
« خَلَقَ السَّماواتِ وَالْأَرْضَ وَما بَيْنَهُما »
ودر جايى مىفرمايد :
« اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ »
، در اين قبيل آيات كه كلمهء خلق بكار رفته ، مراد پايان گرفتن كار وأمور خلقت بطور أكمل وانجام يافتن است وديگر اشارهاى به جزئيات ونحوهء خلقت نمىكند . مثل اينكه بگويند : فلانى خانه را ساخت . ولى به جزئيات زمان ونحوهء ساختن آن اشاره نشود .
اما در آيات ديگر به خصوصيات فنى وزماني ونحوهء ساخت آن هم اشاره كرده است مانند :
« فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِي يَوْمَيْنِ »
يعنى حكم واقدام ساختار آسمانهاى هفتگانه را در دو دوره مقتضى فرمود . در اين آية دستور ساخت وشمارش أرقام كل اجرام آسمانها را در هفت بخش ومدت زمان ساخت أولية آنها را در دو دوره مشخص مىكند . ودر سورهء ديگر پس از ساختار أنواع كهكشانها مىفرمايد :
« فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ »
سپس أمور نظام فلكى كل اجرام آسمانهاى هفتگانه را به