درجهء بيست ويكم از برج حوت
برآيد در اين درجه پنبهدانه وبرگ سبست در پيش گاو افگنده ( وگاو ميخورد ) / واز جانب راست أو برآيد چيزى سفيد مانند رشته ، مجهول / واز جانب چپ أو چهار ما هي ميانه در حوضي ( ميجنبند وبازى ميكنند ) .
هركه بر اين درجه زايد وجه معيشت از عمل خويش حاصل كند ودر همهء عمر خويش ميانهحال بود .
درجهء بيست ودويم از برج حوت
برآيد در اين درجه خرى كه بانگ ميكند ( وگوش ميجنباند وسرگين ميافگند بعد از بانگ ) وكودكى جاروب گرفته سرگين ميروبد / واز جانب راست أو تراشهها وخشخاشها كه كودكان با آن بازى ميكنند ( ودر آنها فايده ومنفعتى نباشد ) / واز جانب چپ أو برآيد آهنگرى كه خنبرهء آهنين ميكند ( هيچ كار أو تمام نشود ) .
هركه بر اين درجه زايد از دسترنج خويش روزى كسب كند واندك چيزى أو را فاضل آيد وهمهء عمر چنين روزگار ميگذارد .
درجهء بيست وسيم از برج حوت
برآيد در اين درجه قبّههاى سفيد كه آنها را در نبود ( واز دور روشن ميتابند ، چون نور آفتاب بر ايشان افتد ) / واز جانب راست أو برآيد جولاههيى ، از ريسمان بريده چيزى ميبافد ( به رنج ) / واز جانب چپ أو كودكان بازى ميكنند .
هركه بر اين درجه زايد بنده وخوار وبدبخت بود ، امّا تندرست باشد .
درجهء بيست وچهارم از برج حوت
برآيد در اين درجه صورت فرشتوك وسار وگنجشك ( كه ميميرند ) / واز جانب