ميرود ) / واز جانب راست أو برآيد كنيزكى ( دختر پارسا وخوبروى وكريم ونيكوكار ) / واز جانب چپ أو غلامي جوان ( كه اين كنيزك را دوست دارد ودزديده بدو مينگرد وبه مراد خويش نرسد وهرگز جمع نشوند ) .
هركه بر اين درجه زايد شتابزده ومتهوّر وأحمق باشد وسخن به شتاب گويد وهمهء كارهايى كه كند أو را زيان دارد .
درجهء نهم از برج حوت
برآيد در اين درجه خرى لنگ ، رسنهاى كنب بر أو بار كرده گرانبار ( وبه دشوارى ميبرد ) وزنى أو را ميزند ( وبه شتاب ميراند به سبب آنكه لشكريى بر ماديانى نشسته ، كرّهيى از پس ، واين زن را ميگويد كه كنب از خر بر گير تا كرّه را بر خر نهم . پس چون أو بار كنب از خر برگيرد ، خر بگريزد ، پس كرّه بر قفاي رانندهء خر نهاد وبار أو در دشت ضايع بماند ) / واز جانب راست أو هيچ چيز طلوع نكند كه خالى است وهيچ چيز از أو در وجود نيايد / واز جانب چپ أو برآيد بارانى كه بر بوستانى ميبارد در حزيران وكشت وميوهء أو را تباه ميكند .
هركه بدين درجه زايد ملكي بدبخت باشد وپيوسته در حرب واضطراب مانده وهمچنان شصت وپنج سال بزيد ، بعد از آن بميرد در محنت .
درجهء دهم از برج حوت
برآيد در اين درجه مردى نشسته ، گندم پوست باز ميكند ( تا بپزد ) وهاون چوبين در پيش نهاده ودستهء هاون رويين به دست گرفته گندم ميكوبد / واز جانب راست أو برآيد مردى كليدهاى زندان وكليدهاى قفلبند به دست وصورت اين مرد زشت ومنكر / واز جانب چپ أو هيچ صورت طلوع نكند كه خالى است .
هركه بر اين درجه زايد رييسى باشد كه مردمان أو را طاعت دارند ، ناموس
و