شناخت گذشتهء مردم إيران وآشنايى با روحيّهيى كه در پس ذهن مردم ما ماسيده است ، بدون شناختن اين حجم عظيم ادبيّات احكامى ، ممكن ومقدور نيست . وهمين امر ، موجّه بودن پرداختن به اين رشته از معارف ايرانيان ، از جمله نشر برخى از كتب ورسالههاى اصلى وبنيادى در اين زمينه را ، توجيه ميكند .
امّا وجوب پرداختن به تنجيم ، نبايد مستمسك آن باشد كه هر بيگانه با اين رشته ، وبىاطّلاع از ادبيّات احكامى ، دست به كار بحث يا نشر در اين زمينهها شود . نمونه را عرض ميكنم : در كتابي با عنوان « فرهنگ اصطلاحات نجومى . . . » كه توسّط يك دانشگاه منتشر شده ، بدون يك حرف كم يا يك حرف زياد ، آمده است :
ساعت آبى :
Clepshydre
( فر ) .
ساعت آفتابى : ساعت بزرگ آفتاب ، اهدايى حضرت اجهوريا رئيس جمهور مكزيك در سال 1354 به شهر تهران ، واقع در پارك شاهنشاهى .
ساعت ريگى : ساعتشمار ملى ( مقدّمهء التفهيم / قا ) .
ساعت زماني : ساعت نجومى ( فرنودسار ) .
ساعت نجومى : ( رك : ساعت زماني ) .
آدمي ، وقتي در يك فرهنگ اصطلاحات نجومى كه يك دانشگاه منتشر كرده ، اين مدخلها وشرح آنها را ميخواند ، حال آن مظلومى را پيدا ميكند كه به توصيف تعزيهخوان :
ز ضربِ تير چنان دست وپاى خود گم كرد * كه خواست گريه كند ، ناگهان تبسّم كرد
اگر تو خواننده نيز معطّل ماندهيى كه ميان گريه بخندى يا ميان خنده بگريى ، عرض ميكنم ، پرسيد : « خربزه ميخورى يا هندوانه » ، گفت : « برادر ، هردووانه » .