درجهء سىام از برج ميزان
برآيد در اين درجه زحل در صورت بزرگى خويش ( كه هيچكس طاقت ندارد كه در أو نگرد ، يا از هزار سأله راه بدو نزديك شود ، از سختى سرما وخشكى ) وأو بر رفرف ديبا نشسته ويك پاى بر ران پاى ديگر نهاده ، بر سر أو تاجى از زمرّد سبز ودر دست راست أو طوقى از سنگ شبه ، در برابر أو آيينهء بزرگ ، زدوده وروشن وتابنده ، وريش أو بزرگ وسفيد همچون برف ، در پاى أو موزه از ديباى ستبر سخت سياه وگليمى خز سبز وسياه در خود پيچيده و ( خاموش ) نشسته .
هركه بر اين درجه زايد زاهد وعابد باشد واز لذّات دنيايى دور وبه هيچ شهوتي نزديك نشود ونخواهد ، وبه جامهء صوف قانع باشد وسيرت أو روزه داشتن وعبادت بوده ودر ايّام حيات أو ذكرش بسيار نبود ، وچون بميرد مردمان پشيمانى خورند به آنچه از ايشان فوت شده باشد ، بدين سبب به زيارة قبر أو بسيار روند وبناهاى بزرگ عظيم بر سر قبر أو بسازند وتبرّكها نمايند واعتقاد كنند كه زيارة قبر أو آفتها وبلاها را دفع كند .