جامه درميپيچند وبعضي آرد ميبيزند وبعضي حديث ميكنند وميخندند وبعضي ميخورند ونشاط ميكنند ( از چيزى كه شنيده باشند ) ودست ميزنند وبعضي ميوه ميخورند وبعضي با وكيل حساب ميكنند وبعضي با خادمان ( در كارى كه فرموده باشند ) خطاب ميكنند ( واين همه أمثال يكديگر باشند مگر آنكس كه آرد ميبيزد كه أو غريب وتنها بود وأو را دشمن دارند ونخواهند كه در ميان ايشان باشد وأو را جشّار خوانند وأو با ايشان مناظره ميكند كه كار من با منفعتتر از آن است كه كار شما واين همه بر صواب به رأى أو وعمل أو متّفق شوند ) .
هركه بر اين درجه زايد نيكبخت وبهرهمند بود ومقبل باشد وهمچون پادشاهان روزگار گذراند وهر مرادي كه طلب كند از حقّ ، تعالى ، بيابد ، وليكن ضعيفتن وبيقوّت بود وبسيار بيمارى كشد ودر خواب خيالات بيمناك بيند كه آن را هيچ حقيقتي نباشد .
درجهء نوزدهم از برج ميزان
برآيد در اين درجه نمدهاى بريده ، در ميان ايشان چيزهاى فرخج وخرقهها به روغن كتان آلوده وخرسى بر كرسي نشسته دم ميجنباند ومردى جوان بر پاى ايستاده رو به مشرق نماز ميگزارد ( ودعا وتضرّع ميكند مر آفتاب را ) .
هركه بر اين درجه زايد كاهن قوى باشد ، چنانكه از آينده خبر دهد وخطا نكند ونيكنيّت باشد ونيكوكار بود وهمه كس دوست دارد وأو را خواهرى باشد بدكردار ودزد وطرّار كه بدى وهلاك خلايق خواهد ، ناگاه بميرد وبرادرش سألها بماند .
درجهء بيستم از برج ميزان
برآيد در اين درجه پيرى گرد نشسته بر حصيرى ، زبر أو مطرح طبري ، كتابي بر كنار نهاده ( در علاج چشم وداروهاى أو ) وسبدى رطب در پيش وميوههاى نيكو ورياحين بسيار نهاده .