درجهء نوزدهم از برج سنبله
برآيد در اين درجه زنان ومردان زشت مانند غولان ، از ايشان هشت مرد بر سر برنسهاى سياه بزرگ دارند ، وبر پيراهن ايشان جلاجلها ( بلند آواز چنانكه همهء دنيا از بانگ آن جلاجل پر شود ) .
هركه بر اين درجه زايد شريعتها را منكر باشد وبه كار نبندد ، وأو را بستاني باشد مبارك كه قوت أو وعيال أو از آن بستان باشد .
درجهء بيستم از برج سنبله
برآيد در اين درجه عطارد بر صورت مردى بزرگ ، در پيش أو آتش افروخته ( چنانكه هركه بيند بترسد ) ، در دست أو تختهء زمرّد ، بر أو به زر محلول نوشته ( حكمت اوّلين وآخرين ، هركه خواهد كه آن را فهم كند به عطارد تضرّع بايد كرد ) .
هركه بر اين درجه زايد چشم أو از دو لون بود واز حيلت وخبث وسبكدستى به جايگاهى باشد كه بالاتر از آن ممكن نبود ، وليكن عمرش كوتاه بود ومحنت بسيار بيند وچون از همه نجات يابد ، به فجاء بميرد .
درجهء بيست ويكم از برج سنبله
برآيد در اين درجه چيزى مانند ماه به بزرگى ونور . با أو چهار گاو سپيد ونيكوروى ونوشتهيى بر چوب گز ستبر وباريك وهفت بن درخت غار وخنبرهء دارويى ( كه به تجربه حاجت باشد تا بدانند كه چه كار را شايد ) .
هركه بر اين درجه زايد پادشاهى جوانمرد وعادل ومنصف وصاحب تدبير باشد ، آنگاه زاهد شود وملك بگذارد وگوشهء انزوا اختيار نمايد واز نظر مردم غيبت كند ، چنانكه ندانند كه به كجا رفته ، وأو در بيابانها ميگردد تا آنگاه كه داعى مرگ را لبّيك أجابت گويد وأو را مرده بيابند ودفن كنند ، وتا مدّت چهل سال بر سر قبر أو مردم به زيارة آيند وآن را زيارتگاه سازند .