خوشبوى .
هركه بر اين درجه زايد پادشاهى بزرگقدر باشد ميان پادشاهان ، وغليظطبع وبيرحم بود ومدّت ملك وى دراز بود واعضاى أو از كار فروماند ومدّتى سست شود .
درجهء دهم از برج سنبله
برآيد در اين درجه سنگ وسنگريزهها وچوبهاى سخت وچيزهاى درشت وخشك وناخوش وپارههاى آهن وآبگينه وطلق سست وطاسى پرريگ زرد ، نهنبن سفالين بر سر أو ، زير ريگ نهاده ( زماني از زمانهاى دور فلك ) .
هركه بر اين درجه زايد نيكبخت ومبارك ومقبول سخن وخداىدوست ونيكو كردار وراستگوى باشد ، ومردمان را مردمى وآسايش فرمايد واز ذبح حيوانات وتعذيب ايشان بازدارد وعمرش دراز باشد .
درجهء يازدهم از برج سنبله
برآيد در اين درجه درختى از درختان آن جوى كه در برج دلو است ، يعنى درخت طوبى ( وبدين سبب اين درجه را بر ديگر درجات فلك شرف نهاديم ) وبا اين درخت برآيد دو فرشتهء سرخرنگ ، چنانكه به سياهى زند ، به دست ايشان دو عمود سياه ، تا اين درخت را از مرغى نگاهدارند ( كه اگر آن مرغ بر اين درخت افتد هرگز نميرد وهمچنين هركه از اين درخت دانه بخورد بيمار نشود وهرگز نميرد وتن أو متغيّر نشود ، واين مرغ أهل دين نيست ، از بهر آنكه اين مرغ از زنى مستجاب الدّعوه كه خداوند اوست سى هزار سال غايب بوده ، وبعد از آنكه باز آمده ، بر سر كودكى نشسته وبالها بر چشم وسينه وپشت أو زده تا كودك بيهوش شده ومرغ أو را برداشته وشصت هزار فرسنگ برده ، آنگاه آن مرغ وكودك هردو به جايگاهى افتادهاند وكودك از اين مرغ جدا شده است وبه نزديك دايه ومادر خود باز آمده وأحوال شرح نموده ، وآن زن اين مرغ را