فصل در پديد كردن ومستور داشتن قدما مر اين علم را از عامّ
ديگر تنكلوشاى بابلى چنين ميگويد : كه غوامض اسرار فلك ، علماء كنند . اينان استنباط كردند وورا ، از بهر جلالت قدر وشرف موضوع وعظيمى منفعت ، عزيز داشتند . وبزرگوارتر وشريفتر همهء علمها نزديك ايشان ، اين علم بود ، وبا هركس اسرار اين علم در ميان ننهادندى ، وآن قدر كه به مصالح أهل زمانه تعلّق داشتى اظهار كردندى ، والبتّه هيچ نااهل را نياموختندى ، ودانايان ايشان با يكديگر سخن به رمز گفتندى ، از جهت آنكه هركسى را همّت بلند وعقل قوى نباشد به اندازهء آنكه بر اسرار اين علم واقف شود تا چنانكه واجب باشد فهم كند وعاجز گردد .
وسبب ديگر نيز هست كه بدان سبب اين علم را پنهان داشتهاند وآنچنان است كه هركسى را صيانت وامانت نباشد كه اين علم را از جهت خير ومصلحت مردمان به كار دارد ، از بهر آنكه همچنانكه بدين علم خيرى به مردمان توان رسانيدن ، شرّ وفتنه وبلا نيز توان انگيختن - چنانكه يكى را بيمار توان كرد ، وديگرى را مقهور توان كرد ، ومانند اين .
پس ، بدين سببها اين علم را نهان وپنهان داشتهاند ، وجز به كسى كه أهل باشد ننمودهاند ، وبدين سبب ضرورت گشته است كه اين علم را به يكديگر ، به عبارت مرموز بيان كنند .
وديگر سبب مستور داشتن اين علم آن است كه اگر كسى بدين علم برخورد كه طبع راست ندارد وبرخلاف راستى ، معنى ديگر تصوّر كند وپندارد كه راست است وآن تصوّر تضييف كند تا سبب فساد اين علم باشد ، پس چاره نباشد از پنهان داشتن اين علم وبه رموز حاجت بيفتد تا هيچ نااهل را در اين علم ديدار نيفتد .
اين است أسباب مستور داشتن اين علم كه ياد كرديم . اكنون به شرح دادن صورتها وخاصيّتهاى هردرجه از درجات فلك البروج پردازيم ، به ترتيب از نخستين درجهء حمل تا آخر درجه از حوت ، چنانكه تنكلوشا در اين كتاب خويش آورده است :