هستند كه محاسن احكام الهى را درك مىنمايند ؛ زيرا هيچ حجابى از حجب جاهليت و عناد و لجاجت ، جلو چشم آنها را نگرفته و نمىگيرد . مثال 4 : آيهء شريفهء : إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ « 1 » . مقصود اصلى آيهء شريفه بدون لحاظ عبارت إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ كامل و تمام گشته ، جز اينكه آن افادهء مبالغه در عدم امكان اسماع كران مىنمايد ؛ زيرا اسماع و شنوانيدن كران در حال عادى ، خود دشوار است ، تا چه رسد به اينكه آنان پشت به حقيقت و صاحب صدا نموده ، فرار كنند . بنابراين « اسماع أصمّ إذا ولى مدبرا » ابلغ در تغافل و اعراض وى از شنيدن دعوت حق خواهد بود .
فواصلى كه وجه تناسب آنها روشن نشده است
با توجه به اينكه همه فواصل آيات ، از تناسب بسيار بالايى برخوردارند ، در عين حال برخى از موارد ، براى قرّاء و دانشمندان ناشناخته مانده است كه به عنوان نمونه به چند آيه اشاره مىكنيم : مثال 1 : آيهء شريفهء : قالُوا يا شُعَيْبُ أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِي أَمْوالِنا ما نَشؤُا إِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ « 2 » . چه بسا وجه مناسبت ، وصف پيامبرشان ( شعيب - عليه السلام - ) به حليمى ، بردبارى ، رشد و آگاهى ؛ يعنى كياست ، زرنگى و وفور عقل ، با استنكار