وجه تناسب در آيات اوّل و دوّم سورهء اسراء
مثال 2 : آيهء شريفهء : سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ * وَ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ وَ جَعَلْناهُ هُدىً لِبَنِي إِسْرائِيلَ أَلَّا تَتَّخِذُوا مِنْ دُونِي وَكِيلًا « 2 » . اين سؤال مطرح مىگردد كه چه هماهنگى و رابطهاى بين اين جريان ( اسراء از مسجد الحرام به مسجد الاقصى ) و بين دادن تورات به موسى - عليه - و حالات بنى اسرائيل ، وجود دارد ؟ پاسخ اين سؤال هم از نمونهء قبلى روشن است كه از نوع بديع استطرادى است به اين بيان كه : مقصود اصلى كلام ، يادآورى بنى اسرائيل نسبت به سوء تصرفات و سوء اعمالشان در طول حيات دينى و سياسى خويش بود . با آنكه آنان در اشرف بقاع و امكنهء كرهء زمين ، مىزيستند و بالاترين عامل و ابزار هدايت ، در دسترس آنان بود . در عين حال بر اثر سوء سليقه ، به سرانجام بسيار بدى گرفتار شدند ؛ و لذا ابتدا سير از مسجد الحرام به مسجد الأقصى را مطرح فرمود و بدين وسيله مناسب ديد كه هتك حرمت مقدسترين بقاع عالم را توسط فرزندان خودش كه به واسطهء آن به شرف بزرگى رسيده بودند بيان كند ، تا اينكه شايد آنان بيدار شده و از شرارت