چهاردهم كه به صورت قرص كامل در مىآيد و از آن پس از سمت پائين ماه كم مىشود تا شب بيست و يكم كه دوباره به صورت نيمدايره در مىآيد و پيوسته از آن كاسته مىشود تا شب بيست و هشتم كه هلال بسيار ضعيف و كم رنگى در صفحه نيلگون آسمان ظاهر مىشود كه نوكهاى آن رو به طرف پائين است و بقول قرآن :
وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ
و شگفتا كه اين نظام نيز ميليونها سال است كه برقرار است و يا بعنوان مثال رفت و آمد شب و روز را با اختلافات و كم و زياد شدنهاى آن در طول سال از طولانىترين روز و كوتاهترين شب تا طولانىترين شب و كوتاهترين روز و تا شب و روز معتدل و مراتبى كه بين اينها هست را محاسبه كنيم كه اين نيز ساليان درازى است همچنان بيك منوال در جريان است و بقول قرآن :
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ . . .
لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
و يا
وَ لَا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ
و خلاصه اينكه هر ستارهاى و هر كرهاى از كرات بالا در مسير خاص خود در حركتند آن از خورشيد و آن از ماه و آن از ستارهء قطبى و . . . و بقول قرآن :
وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ
يعنى هر كدام در مدار معينى شناورند .
و امّا در بخش عالم عناصر : كافى است مرورى گذرا به كتب تدوين شده در رشتههاى فيزيولوژى و پسيكولوژى و بيولوژى و . . . داشته باشيم و با شگفتيهاى طبيعت از نزديك آشنا شويم و اگر در ميان موجودات ارضى هيچ موجودى نبود به جز انسان با آن همه پيچيدگيها كه در دستگاههاى مختلفه جسمى و روحى وى وجود دارد و عصارهء خلقت نام گرفته كافى بود كه مطلوب ما را ثابت كند و بعنوان نمونه به گوشهاى از ساختمان بدن و روان انسان اشاره مىكنم :
دست تقدير در وجود انسان قوائى بوديعت نهاده كه به سه دسته تقسيم مىشوند :