الفعل كه مؤونهاى ندارد اگر خدا اراده بكند تأثير مىگذارد و ايجاد مىكند ولى اگر اراده نكند تأثيرى نيست پس اثر و فعلى هم نيست نه اينكه تأثير در عدم است . ( خذ و اغتنم ) .
( نامتناهى بودن قدرت خداوند )
اولين بحث در رابطه با قدرت واجب الوجود عبارت بود از اثبات اصل قدرت كه در آن دو نظريه مطرح شد :
1 - خداوند قادر مختار است .
2 - خداوند فاعل موجب است . و ما در آن بحث اختيار نموديم قول اول را و بر آن اقامهء برهان هم نموديم و سپس شبهات قول ثانى را كاملا جواب داديم و امّا بحث دوّم پيرامون عموميت قدرت حق است ، سؤال اينست كه : آيا قدرت حق محدود و متناهى است و پايانپذير است و به بعض اشياء تعلق مىگيرد نه همهء آنها ؟ يا اينكه قدرت خدا نامتناهى بوده و به تمام ممكنات بدون استثناء تعلق مىگيرد ؟ در جواب بايد گفت در اين رابطه هشت نظريه مطرح است :
1 - اشاعره مىگويند : خداوند بر هر چيزى قادر است و چتر قدرت الهى بر سر جميع ممكنات و ما سوى اللّه سايهافكن است و ان اللّه على كل شيء قدير ، منتهى آنها مىگويند : هر آنچه هم كه مقدور خداوند بوده آفريده است و اگر چيزى را نيافريده چون مقدور او نبوده است .
جواب ما : بخش اوّل كلام شما صحيح است ولى در قسمت دوم خطا كردهايد ما معتقديم كه قدرت حق به مخلوقات محدود نمىشود و برهانى كه خواهيم آورد اين معنا را تثبيت مىكند منتهى فلسفه اينكه ما زاد بر اين