است آنگاه آن غرض از دو حال خارج نيست :
1 - يا غرض خداوند اضرار به غير است كه اين باطل است چون مستلزم اينست كه خداوند حكيم عادل ، اظلم الظالمين باشد .
2 - و يا آن غرض منفعترسانى به غير است آنگاه نفعرسانى از دو حال خارج نيست :
1 - يا ابتداء و بدون آزمايش و تحمل مشقات صحيح و روا است كه منفعت را بدهد كه اين فرض هم باطل است زيرا كه مستلزم عبث بودن تكاليف است .
2 - و يا پس از آزمايش و انجام عمل روا است و هذا هو الحق و اين همان ثواب است يعنى النفع المستحق بالطاعة المقارن للتعظيم و الاجلال ، پس بايد طاعت باشد چون عقلا تعظيم كسى كه استحقاق آن را ندارد قبيح است [ اين دليل عقلى بود و امّا دليل نقلى قرآن فراوان داريم آن هم تا آنجا كه در برابر هر كار نيك ده پاداش مقرر شده كه من جاء بالحسنة فله عشر امثالها ] .
مطلب ششم : دليل بر استحقاق عقوبت در برابر معاصى چيست ؟ .
دو دليل داريم : 1 - عقلى 2 - نقلى امّا دليل عقلى : عقاب لطف است و هر لطفى بر خداوند واجب است امّا اينكه عقاب لطف است : لطف آنست كه مقرب بنده به طاعت و مبعد وى از معصيت باشد و وقتى مكلف دانست كه معاصى موجب عقوبت هستند قهرا به طاعات روى آورده و از معاصى اجتناب مىكند .
و امّا اثبات كبرى : در مباحث افعال خدا مسأله دوازدهم ذكر شد .
امّا دليل نقلى : در اين زمينه آيات و روايات فراوانى داريم تا آنجا كه مسأله از ضروريات دين اسلام گرديده است به عنوان نمونه به چند آيه از
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 541
مساهمون: العلامة الحلي
ص٥٤١