و لذا اعادهء آن دوباره هم ممكن است .
2 - دانشمندان اشعريه مىگويند : هر موجودى هنگامى كه معدوم گرديد بكلّى حقيقت و ذات او هم باطل شده و نفى محض مىگردد مع ذلك مىگويند :
اين معدوم روزى بعينه و شخصه بر خواهد گشت و آن روز معاد است .
3 - فلاسفه و گروهى از متكلمين اهل سنت : از قبيل محمود خوارزمى و ابو الحسن بصرى و متكلمين اماميه نظير خواجهء طوسى و علّامه مىگويند :
اعادة المعدوم بعينه ممتنع و برهانى كه آوردهاند بر امتناع عبارتست از :
لو كانت اعادة المعدوم جائزة لكانت اعادة الوقت الذي حدث فيه اوّلا جائزة لكن اللازم باطل فالملزوم كذلك ، بيان الملازمه : انّ الوقت الاوّل من شرائط وجود ذلك الشخص المعين و مشخصاته فيستحيل وجوده ثانيا بعينه من دون ذلك الشرط . بيان بطلان لازم : انّه لو اعيد ذلك الوقت بعينه لكان ذلك الايجاد إحداثا له فى وقته الاول ، فيكون من حيث هو معاد مبتدأ و هذا خلف باطل .
با حفظ اين مقدمه در جواب سؤال دوم مىگوئيم :
از طرفى در جواب سؤال اول بيان شد كه اين عالم معدوم خواهد شد يعنى بكلّى نابود مىشود و از طرفى در مباحث آينده ثابت خواهيم كرد ضرورت معاد را و اينكه دوباره همين موجودات برمىگردند و بر انگيخته مىشوند و از طرف سوّم به حكم مقدمهء فوق اعادهء المعدوم بعينه محال و لذا به نظر مىآيد كه اين سه جمله نوعى تناقضگوئى است و با هم نمىسازند و لذا هر كدام از متكلمين در حلّ اين تناقض بيانى دارند و جمعا سه بيان است :
1 - بيان متكلمين شيعه : موجودات دو دستهاند :
الف : غير مكلّفين و غير انسانها كه اينها وجوب اعاده ندارند .
ب : مكلّفين كه واجب الاعاده هستند تا هر كس به سزاى اعمال
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 515
مساهمون: العلامة الحلي
ص٥١٥