شده و در آن قالب متنعم مىگردد و متقابلا انسان طالح و شرير پس از مرگ نفس ناطقه او به بدن موجود ديگرى منتقل شده و در آن معذّب مىگردد بدون اينكه عالم ديگرى در كار باشد ، حال ما بايد ثابت كنيم كه عالم ديگرى غير از اين عالم هست كه انسانها در آن جهان با همين بدن و روح محشور گرديده و به جزاى اعمال خويش مىرسند و اولين قدم در جهت اثبات اين مدّعا بحث از امكان خلق عالم ديگر است ] در رابطه با امكان و استحاله جهان ديگر دو نظريه وجود دارد :
1 - دانشمندان علم كلام مىگويند : آفرينش جهان ديگرى غير از اين عالم ممكن است .
2 - گروهى از فلاسفهء قديم مىگويند : خلقت عالم ديگر از محالات است .
امّا متكلمين دو دليل براى اثبات امكان آوردهاند :
1 - دليل عقلى 2 - دليل سمعى امّا العقل : از قواعد مسلمهء عقليه كه رئيس الحكماء جناب ابن سينا آن را بيان داشته قاعده ذيل است :
( حكم الامثال فيما يجوز و فيما لا يجوز سواء )
يعنى دو يا چند چيزى كه مماثل يكديگر و از يك طبيعت و ماهيتند در احكام و محمولات مساوىاند به اين معنى كه هر حكمى بر يكى از آن دو فرد روا و جايز باشد بر فرد ديگر هم روا است و هر حكمى بر احدهما غير ممكن باشد بر ديگرى هم ناروا است فى المثل انسان يك مفهوم كلى است و اگر در خارج يك فرد از اين طبيعت يافت شد يقينا فرد و افراد ديگرى از آن هم قابليت تحقق