13 - عمده دليل متكلمين براى حدوث زمانى .
14 - خاتمهء مبانى و بيان چند نكته .
اما اصل اوّل و دوّم : يكى از مباحث پرجاروجنجال اينست كه آيا مادهء اوليه قديم بوده و سر آغازى ندارد ؟ يا اينكه از نقطهء معينى آغاز مىگردد ؟
در اينجا يك بحث ميان فلاسفه و متكلمين است و يك بحث ميان متكلمين و ماترياليستها است و يك بحث ميان فلاسفه و ماترياليستها :
امّا بحث اول : نظر به اينكه متكلمين حدوث را تنها حدوث زمانى مىگرفتند نه حدوث ذاتى و از طرفى ملاك نيازمندى ممكنات به واجب را حدوث [ وجود بعد العدم ] مىدانستند .
از طرفى در لسان معصومين ( عليهم السلام ) سخن از حدوث به ميان آمده است .
و از طرفى گروهى از فلاسفه يونان قائل به قدم زمانى عالم بوده و از پيروان مكتبهاى آسمانى مىخواستند كه اگر شما مدعى حدوث زمانى هستيد بايد بر مدعاى خويش دليل بياوريد و . . .
اين امور موجب شد كه متكلمين مسيحى و يهودى و مسلمانها در مقام جوابگوئى به فلاسفه و اثبات حدوث عالم و از اين طريق اثبات وجود محدث برآيند و به قول علامهء طباطبائى در نهاية الحكمة ص 240 چنين استدلال كردند : العالم « ما سوى اللّه » كلّه اجسام و الاجسام لا تخلو عن الحركة و السكون و هما حادثان و ما لا يخلو من الحوادث فهو حادث فالاجسام كلها حادثة و كل حادث مفتقر الى محدث فمحدثها امر غير جسم و لا جسمانى .
امّا فلاسفه كه حدوث را در حدوث زمانى حصر نمىكنند بلكه به حدوث
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 47
مساهمون: العلامة الحلي
ص٤٧