آن حضرت به صفين رفت و شهادت يافت . « منقول از حديقه الشيعة ص 190 » .
4 - هنگامى كه پيامبر خدا براى غزوهء بنى المصطلق حركت كرد جنيان خواستند به او آسيب رسانند على بن أبي طالب ( عليه السلام ) با آنها به جنگ برخاسته و گروههاى زيادى از آنان را هلاك ساخت .
5 - خورشيد براى حضرتش دو بار برگشت همانگونه كه براى يوشع بن نون برگشت .
اثبات كبرى : هر كسى چنين باشد او امام است و صادق زيرا اگر كاذب بود خداوند بدست او معجزه ظاهر نمىكرد تا القاء در هلاكت محقق نشود .
پس على ( عليه السلام ) امام پس از پيامبر است .
دليل دهم : غير از على ( عليه السلام ) هيچكدام از كسانى كه در حقشان ادعاى امامت شده از قبيل ابو بكر و عباس لايق مقام امامت نبودند بدليل اينكه قبل از ظهور و بعثت پيامبر اكرم كافر بودند و هر كافرى ظالم به نفس خويش و هر ظالمى به مقام امامت نرسد چون قرآن فرموده :
لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ
و مراد از عهد به قرينه صدر آيه امامت است چون خداوند به ابراهيم فرمود :
إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً
وى پرسيد : و من ذريتى ؟
خطاب آمد كه عهد من يعنى مقام والاى امامت به ستمگران نمىرسد پس امامت در على ( عليه السلام ) منحصر مىشود .
دليل يازدهم : قرآن فرموده :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ
.
كيفيت استدلال : قرآن ما را امر فرموده كه با صادقين باشيم و منظور از صادقين عبارتند از كسانى كه معلوم و مسلم الصدق باشند زيرا كه غير معلوم