7 - حضرت از مرگ نجاشى خبر داد و بر او نماز غايب گذارد .
8 - در جنگ موته حضرت در مدينه بود و از همانجا خبر داد كه زيد بن حارثه را كشتند و جعفر طيار پرچم برگرفت و پس از مدتى فرمود جعفر را هم كشتند و عبد اللّه رواحه علم بدست گرفت سپس فرمود عبد اللّه را نيز كشتند سپس بر خواسته و به خانه جعفر رفت و فرزندان او را حاضر كرد و خبر مرگ جعفر را به خانواده او داد و بعدا معلوم شد كه مطلب از همين قرار بوده .
9 - حضرت به عمار ياسر فرمود : تقتلك الفئة الباغية يعنى گروه خارج شده از فرمان امام تو را مىكشند و اصحاب معاويه او را كشتند و اين قضيه بقدرى مشهور بود كه معاويه نتوانست آن را رد كند و حيلهاى براى فريب عوام انديشيد و گفت اين پيرمرد را كسى كشت كه او را از خانه بيرون كشيده و به جنگ آورده يعنى على ( عليه السلام ) ، ابن عباس پيش آمده گفت پس حمزه را هم كفار نكشتند بلكه پيغمبر او را كشت كه به جنگ آورده بود .
10 - حضرت به على ( عليه السلام ) فرمود : پس از من با ناكثين و قاسطين و مارقين نبرد خواهى كرد ( و چنان شد ) ناكثين آنها بودند كه بيعت كردند و شكستند يعنى اصحاب جمل و قاسطين : ستمكاران كه اصحاب معاويه باشند و مارقين عبارتند از خوارج نهروان كه از دين صحيح خارج شدند .
( ابعاد اعجاز قرآن )
قوله و اعجاز القرآن : مطلب دوم در باب نبوت خاصه پيرامون ابعاد گوناگون اعجاز قرآن است اديان آسمانى قبل از اسلام چون موقتى و گذرا بوده و براى مدت زمانى طولانى و يا كوتاه قابل اجرا بوده و لذا معجزات آنان هم گذرا بوده و قابل بقا نيست . ولى دين اسلام چون يك آئينى جهانى و براى همهء نسلها در همه